این دختر افغان پس از این که به خواستگارش جواب منفی داد، مورد حمله این فرد قرار گرفت تا بقیه عمرش را در حسرت بگذراند.«ممتاز» ۱۸ ساله قربانی خودخواهی مردی شد که پس از شنیدن جواب منفی این جنایت را در مورد دختر مورد علاقه‌اش کرد تا او نتواند با فرد دیگری نیز ازدواج کند. 

شرایط زندگی برای این دختر افغان سخت شده است + عکس

«ممتاز» گفت: جواب رد من باعث شد تا یک شب چند مرد به خانه ما حمله کنند و پس از اذیت و آزار خانواده‌ام دستانم را گرفتند و خواستگارم نیز ظرف حاوی اسید را روی صورت و بدنم ریخت. ۱۰ روز در بیمارستان شهر «کندوز» بودم و سپس به کابل منتقل شدم. بیشتر بدنم دچار سوختگی شد. زمانی که پزشکان داروها را روی پوستم می‌گذاشتند حس می‌کردم داخل آتش افتاده‌ام. 
روزنامه دیلی‌میل: پلیس افغانستان چند نفر از همدستان متهم را دستگیر کرد اما متهم اصلی که این جنایت را روی صورت او انجام داده همچنان فراری است.




طبقه بندی: حوادث،

تاریخ : دوشنبه 1391/03/1 | ساعت 10 و 22 دقیقه و 38 ثانیه | نویسنده : Immortal seven | نظرات


در منزوی‌ترین کشور جهان، موضوع آدم خواری برای اولین بار در دوران قحطی سال ۱۹۹۰ که موجب مرگ دو میلیون نفر شد، فاش شد و بنا به گزارش خبرنگاری یونهاپ کره جنوبی هم اکنون نیز آدم خواری در کره شمالی وجود دارد.یکی از پناهنده‌هایی که به کره جنوبی گریخته است، می‌گوید شاهد اعدام جوانی در شهر موسان بوده که جرمش آدم خواری بوده و قبل از آن هم در سال ۲۰۰۶ یک پدر و پسر در حین خوردن گوشت انسان دستگیر شده و تیرباران شدند.به گزارش تهران۹۸ به نقل از ایسنا،همچنان بنا به اظهارات این پناهنده‌ها در سال ۲۰۰۹ نیز در شهر “هیه سام” فردی به دلیل قتل و خوردن گوشت یک بچه اعدام شد که در دفاعیه‌ خود دلیل این کار خود را تورم و قحطی بیان کرده بود.




طبقه بندی: حوادث،

تاریخ : دوشنبه 1391/03/1 | ساعت 10 و 18 دقیقه و 37 ثانیه | نویسنده : Immortal seven | نظرات


در جریان یک نمایش در برزیل ، یک هنرپیشه جوان برزیلی اشتباهی خود را دار زد و بدون اینکه دیگر بازگران متوجه شوند پس از ۴ دقیقه بر سر دار بودن درگذشت.تیاگو کلیمک ۲۷ ساله که در نقش یهودا اجرای نقش می کرد در صحنه ای از نمایش که قرار بود خودکشی کند به اشتباه خود را دار زد. 

بازیگر تئاتر به اشتباه خود را دار زد !!+عکس

وی به مدت ۴ دقیقه بر دار آویزان بود تا اینکه دیگر هنرپیشه ها متوجه غیر عادی بودن وضعیت او می شوند و وی را پایین می آورند . 

بازیگر تئاتر به اشتباه خود را دار زد !!+عکس

پس از انتقال این هنرپیشه برزیلی به بیمارستان پزشکان تلاش کردند تا او را نجات دهند اما وی روز گذشته در گذشت. 
پلیس برزیل اعلام کرده است که درباره نحوه کشته شدن این هنرپیشه جوان در حال تحقیق است تا ببیند آیا قتل او اشتباهی رخ داده یا اینکه عمدی در کار بوده است.




طبقه بندی: حوادث،

تاریخ : سه شنبه 1391/02/5 | ساعت 10 و 15 دقیقه و 06 ثانیه | نویسنده : Immortal seven | نظرات


زوج جوان که پس از اسید پاشی بر روی راننده سرویس دخترشان او را به قتل رسانده بودند در دادگاه کیفری به دفاع از خود پرداختند.صبح امروز در جلسه محاکمه متهمان که در شعبه ۱۱۳ دادگاه کیفری استان تهران، روشن نماینده دادستان با تشریح کیفرخواست گفت: در این پرونده مرتضی متهم به معاونت در اسید پاشی و مشارکت در قتل مرد ۶۰ ساله ای به نام قلی است.همچنین همسرش به نام خدیجه در اسید پاشی مشارکت و در قتل معاونت داشته است. این زوج در تاریخ ۱۴ اسفندماه سال ۸۷ راننده سرویس دخترشان را به داخل خانه خود در ورامین کشانده و پس از پاشیدن اسید بر رویش وی را خفه کردند. با توجه به اعترافات متهمان و بازسازی صحنه جرم و همچنین گزارش پزشکی قانونی برای ۲ متهم پرونده تقاضای مجازات قانونی را دارم. 

در ادامه قاضی محمدی -رئیس دادگاه- اتهام مرتضی را به او تفهیم کرد و از متهم خواست به دفاع از خود بپردازد. متهم به قتل نیز پس از حضور در جایگاه با قبول اتهاماتش گفت: یک دختر ۱۵ ساله دارم که به بیماری قلبی دچار است. به همین خاطر برای او یک راننده استخدام کردیم تا وی را به مدرسه برساند. راننده به نام قلی در همسایگی ما زندگی می کرد مدتی بود رفتار همسرم تغییر پیدا کرده بود وقتی این موضوع را جویا شدم او گفت قلی چند بار با تهدید وارد خانه مان شده و در حضور دخترمان وی را مورد آزار و اذیت قرار داده است.با شنیدن این موضوع عصبانی شده و از همسرم خواستم به بهانه ای مقتول را به خانه دعوت کنم. وقتی قلی وارد حیات شد همسرم بر روی او اسید پاشید من هم با میله یک ضربه محکم به سرش زده و سپس خفه اش کردم. سپس جسد را در میان یک کیسه مشکی رنگ قرارداده و در منطقه استخر تهران رها کردم.
در ادامه رئیس دادگاه از خدیجه خواست به دفاع از خود بپردازد که او اظهار داشت: اتهام اسید پاشی را قبول دارم اما در قتل هیچ نقشی نداشتم. ابتدا به خاطر ترس از آبرو موضوع آزار و اذیت های قلی را به همسرم نگفتم. اما وقتی دیدم او دست بردار نیست ماجرا را برای مرتضی تعریف کردم و مجبور به قتل راننده سرویس دخترمان شدیم. 
قضات دادگاه سپس برای بررسی ادعاهای متهمان جلسه محاکمه را غیر علنی کرده و با دریافت آخرین دفاعیات متهمان برای صدور حکم وارد شور شدند.




طبقه بندی: حوادث،

تاریخ : سه شنبه 1391/02/5 | ساعت 10 و 13 دقیقه و 19 ثانیه | نویسنده : Immortal seven | نظرات


به گفته‌ شاهدان ماجرا در ساعت ۱ بعد از ظهر در یکی از سواحل شهر تل‌آویو گروهی به یک زن که از بیماری عقب‌ماندگی ذهنی رنج می‌برد، تجاوز کردند که با وجود تماس یکی از شاهدان با پلیس هیچ اقدامی از سوی پلیس این شهر صورت نگرفت.این در حالی است که پلیس مدعی شده است به فاصله‌ تنها چند دقیقه یک ماشین گشت را به منطقه می‌فرستد اما قربانی این ماجرا اظهار کرده است که حتی یک افسر پلیس هم به محل حادثه نیامده بود.خانم “ران” یکی از شاهدان که از ارائه نام واقعی خود سر باز زده است در این باره گفت: با یکی از دوستانم در حال استراحت در ساحل بودیم که متوجه شدم جمعیت زیادی متشکل از زن و مرد به طور دایره‌ای کنار هم حلقه زده و چیزی را تماشا می‌کنند. در ابتدا به آن توجه نکردم اما پس از ادامه پیدا کردن وضعیت و دیدن خنده و دست تماشاکنندگان به سمت این حلقه رفتم که متاسفانه متوجه شدم چندین نفر به نوبت در حال سوء استفاده از زنی هستند که دچار عقب‌ماندگی ذهنی بود.

وی افزود: اما تماشاکنندگان به جای جلوگیری از این اتفاق تنها داشتند از موضوع سوء استفاده می‌کردند و خنده و شادی می‌کردند که بسیار موجب عصبانیت من شد. در واقع من تنها کسی بودم که به جمعیت رفتم و از آنها خواستم به کار خود پایان دهند اما آنها در جواب تنها گفتند “چه اشکالی دارد اگر ما بخواهیم کمی تفریح کنیم؟”

بر اساس گزارش تهران۹۸ به نقل از ایسنا، خانم “ران” سعی کرده است که زن قربانی را از تن دادن به تجاوز باز دارد اما وی به دلیل مشکل ذهنی گویا نمی‌توانسته عمق فاجعه را درک کند و راضی به نظر می‌رسیده است.

خانم “ران” بلافاصله با پلیس تماس گرفته و ماجرا را گزارش داده اما اعلام نکرده که قضیه تجاوز است.

با وجود ادعای پلیس مبنی بر اعزام افسر به محل حادثه شاهدان می‌گویند که هیچ پلیسی را در منطقه مشاهده نکرده‌اند.

پلیس می‌گوید فورا نیرو به ساحل فرستاده اما چیز مشکوکی در آن منطقه ندیده است.
خانم ران در گفت‌وگو با روزنامه‌‌ هاآرتص تاکید کرده است که در طول ساعاتی که من آنجا بودم این زن به صورت نیمه‌برهنه در حال رفت و آمد و انجام رفتارهای غیر اخلاقی با مردان حاضر در ساحل بود و من نمی‌دانم اگر پلیس در محل حضور داشته چگونه ممکن است که چنین چیزی را ندیده باشد.




طبقه بندی: حوادث،

تاریخ : پنجشنبه 1391/01/31 | ساعت 18 و 04 دقیقه و 30 ثانیه | نویسنده : Immortal seven | نظرات
تصاویر/ کودک13 دست کودک 16 ماهه که در چرخ گوشت گیر کرده بود توسط نیروهای آتش نشانی تهران از داخل چرخ گوشت بیرون آورده شد.

تصاویر/ کودک 16 ماهه قربانی چرخ گوشت +13

تصاویر/ کودک 16 ماهه قربانی چرخ گوشت +13

تصاویر/ کودک 16 ماهه قربانی چرخ گوشت +13

تصاویر/ کودک 16 ماهه قربانی چرخ گوشت +13

تصاویر/ کودک 16 ماهه قربانی چرخ گوشت +13

تصاویر/ کودک 16 ماهه قربانی چرخ گوشت +13




طبقه بندی: حوادث،

تاریخ : شنبه 1390/11/15 | ساعت 08 و 59 دقیقه و 10 ثانیه | نویسنده : Immortal seven | نظرات

مردی که می‌گوید به علت اطلاع از آزار و اذیت همسرش در نوجوانی، نقشه قتل مرد متعرض را کشیده است درجلسه دادگاه اتهامات خود را منکر شد.

۱۴ خرداد ۸۶ پلیس از ناپدید شدن مردی به نام حمید مطلع شد. ماموران در تحقیقات خود برای پیدا کردن وی جسد سوخته‌ای را درحوالی کرج پیدا کردند که با نشان دادن آن به خانواده حمید مطمئن شدند متعلق به همین فرد است.

وقتی که تحقیقات پزشکی به قتل رسیدن حمید را قبل از سوزانده شدن تایید کرد پرس و جو از خانواده مقتول درباره به دست آمدن سرنخی از قاتل یا قاتلین آغاز شد.

نزدیکان حمید به ماموران دایره ویژه قتل پلیس آگاهی گفتند که چند روز پیش حمید به همراه دونفر از اقوم خود به نام‌های بابک و شریف برای شرکت در یک مراسم جشن در کرج از خانه خارج شده و دیگر هم به منزل برنگشته است.

کارآگاهان بابک و شریف را بازداشت و تحقیق از آنها را آغاز کردند. شریف و بابک هم در جلسه بازجویی با اعتراف به قتل گفتند حمید را به خاطر کاری که با ناموس ما کرده بود از سر راه برداشتیم.

همسرم قربانی آزارو اذیت بود

بابک با تشریح ماجرا گفت: بعد از عقد متوجه شدم همسرم پیش از من با کس دیگری ارتباط داشته است. وقتی از او در این باره توضیح خواستم وی زیر گریه زده و گفت وقتی نوجوان بودم مردی به نام حمید مرا دزدیده و مورد آزار جنسی قرار داد و من از ترس نتوانستم این موضوع را به کسی بگویم.

از شنیدن این موضوع خیلی ناراحت شدم و تصمیم به انتقام گرفتن از حمید گرفتم. ماجرا را برای بابک برادر زنم شرح داده و از او کمک خواستم. بعد هم به اتفاق بابک نقشه قتل حمید را کشیده و طبق آن به بهانه شرکت در جشن به خانه حمید رفته و وی را سوار ماشین کرده و به اتفاق دو تن از دوستانمان به نام‌های وحید و سعید وی را کشته و جنازه‌اش را هم به آتش کشیدیم.با تایید این مطالب از سوی بابک دو متهم دیگر پرونده هم دستگیر شدند.

دیروز هر ۴ متهم در شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهر ان حاضر شده و به دفاع از خود پرداختند.

اتهامات زاییده تخیل متهمین است

پس از خواندن کیفرخواست توسط سیدرضایی نماینده دادستان اولیای دم مقتول به جایگاه آمده و برای متهم ردیف اول و دوم پرونده درخواست مرگ کردند.

سپس دادگاه از بابک متهم ردیف اول درخواست حضور در جایگاه مخصوص کرد. وی این بار بر خلاف جلسه بازجویی اتهام قتل را رد کرده و مدعی عدم شراکت در قتل شد: شریف دروغ می‌گوید. شریف و دو متهم دیگر به شیشه معتادند و تمامی این حرف‌ها زاییده تخیلات آنهاست. من مجبور شدم به این قتل اعتراف کنم و هرچه در بازجویی‌ها درباره ارتکاب جنایت گفته‌ام دروغ بود.در ادامه شریف به جایگاه آمده و به دفاع از خود پرداخت. این متهم ۲۰ ساله اما باردیگر به قتل اقرار کرد و گفت: من حمید را کشتم و آن‌را انکار هم نمی‌کنم اما بابک هم همدست من بود.

به بی‌غیرتی متهم شدم

وی ادامه داد: باعث و بانی این قتل بابک شد. او مدام به من می‌گفت حیمد خواهرت را مورد سوءاستفاده جنسی قرار داده و تو بی‌غیرتی که با وی برخورد نمی‌کنی.

او آنقدر این حرف را تکرار کرد که من تحریک شده و تصمیم به انتقام گرفتم. بعد هم بابک نقشه خود را گفت و من هم پذیرفتم. شب حادثه با هماهنگی با دو تن از دوستانمان به نام‌های وحید و سعید دنبال مقتول رفته و وی را به بهانه شرکت در یک جشن در کرج سوار ماشین کردیم.

طبق نقشه وقتی وارد گاوداری شدیم که از قبل برای این کار در نظر گرفته بودیم حمید را داخل آن برده و او را به باد کتک گرفتیم. بعد هم پارچه‌ای دور گردنش پیچیده و خفه‌اش کردیم.دست آخر هم جنازه حمید را پشت وانت گذاشته و به بیابان برده و من با استفاده از بنزین آن را سوزاندم.

در ادامه قاضی از دو متهم دیگر خواست به دفاع از خود بپردازند که وحید و سعید منکر هر گونه شرکت در این جنایت شدند و مدعی شدند بابک و شریف پای آنها را به دروغ به این پرونده کشانده‌اند تا از شدت مجازاتشان کاسته شود.پس از شنیدن حرف‌های وکلای مدافع متهمین، هیات قضات به اتفاق پرونده را دچار نقص‌های جدی در مرحله تحقیقات دانسته و آن‌را به دادسرای جنایی تهران ارجاع داد.




طبقه بندی: حوادث،

تاریخ : پنجشنبه 1390/08/12 | ساعت 14 و 13 دقیقه و 20 ثانیه | نویسنده : Immortal seven | نظرات

حکم مردی که متهم است ۳۰ زن را در تهران و شهرهای اطراف ربوده و مورد آزار قرار داده ‌است، برای بار دوم از سوی دیوان عالی‌کشور نقض شد و متهم یک‌بار دیگر پای میز محاکمه خواهد رفت.

این پرونده از سال ۸۷ در دادگاه کیفری ‌استان تهران مطرح شد. در آن زمان زنی به ماموران مراجعه کرد و گفت توسط مردی پرایدسوار در اطراف فشافویه مورد آزار قرار گرفته ‌است.

این زن گفت: وقتی سوار ماشین شدم، قرار بود مرد راننده من را به تهران برساند، اما در راه و زمانی که جاده خلوت بود، از من خواست رابطه داشته باشیم، قبول نکردم و می‌خواستم پیاده شوم که او با شوکر برقی به جانم افتاد و زمانی که بی‌حال شدم، من را مورد آزار و اذیت قرار داد.

در چند هفته‌ای که بررسی‌ها در این خصوص در جریان بود، چند مورد شکایت جدید هم به پلیس گزارش شد و ماموران متوجه شدند مرد پرایدسوار زنان را قربانی نقشه‌های مجرمانه خود می‌کند. یکی دیگر از شاکیان به ماموران گفت: آن مرد وقتی مرا سوار ماشین کرد، درها را قفل کرد و گفت بهتر است مقاومت نکنم اما من تسلیم نشدم و با هم درگیر شدیم. این درگیری شدید بود و زمانی که مرد پراید سوار دید نمی‌تواند به من غلبه کند با شوکر مرا بی‌حال کرد و بعد مورد آزار قرار داد.

او سپس من را در بیابان داخل یک گودال انداخت. زمستان بود و برف زیادی باریده ‌بود. داخل گودال زیر برف بودم. او گفت می‌خواهد من را بکشد. گفتم بگذار برای آخرین‌بار عکس بچه‌ام را ببینم بعد روی من خاک ریخت. البته زیر خاک دفن نشدم اما دیگر توان بیرون آمدن هم نداشتم تا اینکه چند ساعت بعد در حالی‌که فکر می‌کردم خواهم مرد، مرد جوانی من را پیدا کرد. او به اورژانس و آتش‌نشانی خبر داد و مرا از داخل گودال بیرون کشیدند.

پلیس بعد از به دست آوردن عکس چهره‌نگاری‌شده مرد پراید سوار و بعد از کمین در محدوده فعالیت متهم موفق شد این مرد را در حالی‌که قصد داشت با یکی از قربانیانش رابطه برقرار کند، بازداشت کند. ماموران در بازرسی از خودرو متهم شوکر و گاز فلفل و چند کیف زنانه پیدا کردند که به نظر می‌رسید متعلق به قربانیان است. پلیس اشیای‌ به‌دست‌آمده را صورت‌جلسه کرد و همراه گزارش اولیه پرونده به دادسرا فرستاد.

متهم نزد بازپرس به تجاوز به ۳۰ زن اعتراف کرد و گفت قربانیان را به عنوان مسافر سوار ماشین می‌کرد و بعد آنها را مورد آزار قرار می‌داد و هرکدام که مقاومت می‌کردند، با شوکر آنها را بی‌حال می‌کرد.

با تکمیل اطلاعات اولیه پرونده به شعبه ۷۷ دادگاه کیفری ‌استان تهران فرستاده شد و اکثر شاکیان در جلسه رسیدگی حاضر شدند اما این مرد اتهامات را رد کرد و گفت زنان خودشان با او همراه شده‌اند. این حرف‌های متهم واکنش تند شاکیان را به دنبال داشت و آنها مرد پرایدسوار را متهم به دروغگویی کردند.

در نهایت هیات قضات شعبه ۷۷ دادگاه کیفری‌ استان تهران این مرد را مجرم شناختند و او را به جرم تجاوز به عنف به اعدام و به جرم آدم‌ربایی و سرقت اموال مقتولان به حبس و شلاق محکوم کردند. رای صادره از سوی متهم مورد اعتراض قرار گرفت و دیوان عالی کشور آن را مورد بررسی قرار داد. بعد از چند ماه حکم اعدام نقض و پرونده برای رسیدگی مجدد به شعبه ۷۹ دادگاه کیفری‌ استان تهران فرستاده شد.

این‌بار بسیاری از شاکیان حاضر نشدند در جلسه محاکمه شرکت کنند و برخی دیگر هم از پیگیری پرونده انصراف دادند و فقط دو شاکی پیگیر ماجرا شدند. بنابراین جلسه محاکمه بدون حضور سایر شاکیان تشکیل شد.

مرد پرایدسوار یک‌بار دیگر ادعایش را مطرح کرد و گفت به‌هیچ‌زنی به زور تعرض نکرده‌ و گفته‌های دو شاکی دروغ است. بعد از پایان جلسه دادگاه هیات قضات وارد شور شدند و در نهایت با رأی اکثریت متهم از اتهام تجاوز به عنف تبرئه شد. قضات اکثریت اعلام کردند شاکیان اظهارات متناقض زیادی داشته‌اند و از گفته آنها برمی‌آید فرصت فرار داشته‌ اما با میل خود نزد متهم مانده‌اند.

بنابراین هرچند متهم اعمال مجرمانه زیادی انجام داده‌ است و فردی صالح نیست، در این پرونده مرتکب تجاوز به عنف نشده‌ است. دو شاکی که به شدت بر اعدام مرد پرایدسوار اصرار داشتند، بعد از این رأی اعتراض خود را اعلام کردند. یکی از آنها گفت:

«وقتی مرد پرایدسوار من را مورد آزار قرار داد، آنقدر تحت‌تاثیر قرار گرفتم که حتی می‌خواستم خودکشی کنم. دچار مشکل روانی شدم و مرتب پیش روانپزشک می‌روم با اینکه شوهرم پزشک بود، اما این شرایط را تحمل نکرد و از من جدا شد. این متهم زندگی من را نابود کرده‌ است».

زن دیگر هم گفت: بارها دست به خودکشی زدم و نمی‌توانم راحت از کنار این پرونده بگذرم و رأی دادگاه را قبول کنم. این‌گونه بود که پرونده یک‌بار دیگر به دیوان عالی کشور رفت و این‌بار رییس قوه‌قضاییه هم با توجه به بازتاب این خبر در رسانه‌ها دستور رسیدگی ویژه به آن را صادر کرد.

سرانجام بعد از ماه‌ها رسیدگی به این پرونده در دیوان عالی‌کشور هیات قضات اعلام کردند این پرونده نقص تحقیقاتی دارد و باید گفته‌های شاکیان و اعمال ارتکابی یک‌بار دیگر مورد بررسی ‌قرار گیرد و نواقص آن برطرف شود. بنابراین رأی صادره نقض و پرونده یک‌بار دیگر به شعبه ۷۹ دادگاه کیفری ‌استان تهران فرستاده شد.




طبقه بندی: حوادث،

تاریخ : پنجشنبه 1390/08/12 | ساعت 14 و 11 دقیقه و 20 ثانیه | نویسنده : Immortal seven | نظرات

تصور می‌کردم دوستم شیطان است به همین دلیل او را کشتم؛ این اعترافات جوانی است که به دلیل توهم ناشی از مصرف شیشه دوست خودش را به قتل رساند. این پرونده اوایل سال‌ جاری با کشف جنازه یک مرد جوان در خیابانی در شیراز گشوده شد. کارآگاهان وقتی به محل اعلام‌شده توسط مرکز فوریت‌های پلیس رفتند خود را در برابر جسد جوانی دیدند که به‌شدت دچار خونریزی شده بود و ظواهر نشان می‌داد فرد یا افرادی با استفاده از یک جسم نوک تیز و برنده ضربات متعددی به او وارد کرده‌اند.
هویت قربانی به نام پویان در همان بدو تحقیقات فاش شد و کارآگاهان در حالی که هیچ سرنخ و ردی از عامل یا عاملان جنایت وجود نداشت، تجسس‌های خود را روی زندگی خصوصی او متمرکز کردند. آنها فهمیدند پویان از چندی قبل به ماده مخدر شیشه معتاد شده بود و رفتارهای نامتعارفی داشت. از آنجا که بعید نبود او به خاطر همین نوع اعتیاد کشته شده باشد کارآگاهان سعی کردند افرادی را که با او به واسطه مواد مخدر رابطه دوستانه داشتند، پیدا کنند.

کارآگاهان بعد از تهیه فهرستی از آشنایان مقتول به جوانی به نام امیر بیش از دیگران مظنون شدند چراکه برخی شواهد و نشانه‌ها حکایت از آن داشت که پویان روز مرگ با این جوان قرار ملاقات داشت.

به این ترتیب، امیر چندی قبل بازداشت شد. او در بازجویی‌های اولیه زیر بار اتهام قتل نرفت اما در ادامه تحقیقات به این جرم اقرار کرد. او درباره انگیزه‌اش از قتل گفت:

«من و پویان معمولا با هم مواد می‌کشیدیم آن روز هم مقدار زیادی شیشه مصرف کردیم و هر دو بدحال شدیم در همان اوضاع و احوال من دوستم را به شکل شیطان دیدم دچار توهم شده بودم و اختیاری از خودم نداشتم. در تصورات خودم به این نتیجه رسیدم که باید شیطان را از بین ببرم به همین دلیل، چاقویی برداشتم و با آن چند ضربه به او زدم بعد هم موتوسیکلت پویان را برداشتم و فرار کردم.»
در حال حاضر متهم در بازداشت به سر می‌برد و تحقیقات از او همچنان ادامه دارد.




طبقه بندی: حوادث،

تاریخ : پنجشنبه 1390/08/12 | ساعت 14 و 08 دقیقه و 21 ثانیه | نویسنده : Immortal seven | نظرات

زنی که با کشاندن یک مرد به خانه‌اش به قصد باج‌گیری او را به قتل رسانده است با تایید قضات دیوان‌عالی کشور در یک قدمی چوبه‌دار قرار گرفت.
خانواده مردی به نام «امید» ۱۹مرداد سال ۸۴ به پلیس کرج خبر دادند او گم شده‌است و وقتی با تلفنش تماس می‌گیرند، جوابی نمی‌دهد. تحقیقات ماموران برای پیدا کردن سرنخی از امید آغاز شد و همزمان با این اتفاق ماموران باخبرشدند جسد مردی ملحفه پیچ‌ کنار جاده‌ای پیدا شده‌است زمانی که خانواده امید به پزشکی قانونی رفتند به محض بیرون آمدن کشوی نگهداری اجساد، با دیدن صورت مقتول تایید کردند که جسد متعلق به امید است. آن‌طور که در گزارش پزشکی قانونی آمده این مرد با شلیک دو گلوله به سینه‌اش کشته‌ شده بود.

آثار برجای مانده روی ملحفه و روی جسد از جمله آثار انگشت برداشته‌ و تحقیقات ماموران درخصوص زندگی این مرد آغاز شد. بررسی‌ها نشان داد، این مرد با کسی دشمنی نداشته و روز حادثه هم برای تفریح از خانه بیرون رفته بود و قصد داشته چند روزی به شمال سفر کند. تحقیقات ادامه یافت، اما سرنخی از قاتل به دست نیامد.

سه سال بعد در حالی‌که پرونده قتل امید بین پرونده‌های راکد اداره آگاهی کرج جای گرفته‌بود، زنی به نام سمانه بازداشت شد. این زن که به جرم فحشا و سرقت دستگیر شده بود، مورد تحقیق قرار گرفت و از او انگشت‌نگاری شد. همچنین خانه این زن مورد بازرسی قرار گرفت و ماموران کیف‌پول و چند تکه از وسایل امید را در منزل سمانه پیدا کردند و مشخص شد این زن از قتل امید باخبر است.

این بار سمانه به اتهام قتل از سوی ماموران مورد بازجویی قرار گرفت. این در حالی بود که شوهر او هم بازداشت شده‌بود. سمانه دو روز بعد از آغاز بازجویی‌ها به کشتن امید اعتراف کرد. او گفت: من با کلت به او شلیک کردم.

سمانه گفت: چند سال قبل با سعید شوهرم آشنا شدم ما با هم رابطه داشتیم و سعید به خواستگاری‌ام آمد اما پدرم خواسته ما را قبول نکرد و گفت سعید معتاد است و نمی‌شود با هم ازدواج کنید. وقتی از جلب رضایت پدرم ناامید شدم با سعید فرار کردم و به عقد هم درآمدیم. ما هیچ‌پولی نداشتیم و سعید هم معتاد بود، پول کمی را که به دست می‌آورد خرج اعتیادش می‌کرد. امیدی هم به برگشتن به خانه نداشتم چون پدرم گفته بود من را قبول نمی‌کند.

وقتی دیدم چاره‌ای نداریم، پیشنهادی را که سعید داده بود قبول کردم. او به من گفت که سر راه مردان بی‌اخلاق بایستم و آنها را به خانه بکشانم طبق نقشه قرار بود هنگام حضور ما در منزل، شوهرم سر برسد و از طعمه‌مان باج‌گیری کند.

طبق این برنامه من باید فقط این مردان را فریب می‌دادم و قرار نبود با کسی رابطه داشته باشم. لباس‌های خاص می‌پوشیدم و از خانه بیرون می‌رفتم و در جاده می‌ایستادم و رانندگان تنهایی را که خودرو مدل بالا داشتند، اغفال می‌کردم.

برایشان دست تکان می‌دادم و می‌گفتم در جاده گیر افتاده‌ام و آنها من را سوار می‌کردند به محض سوار شدن به من پیشنهاد برقراری رابطه می‌دادند من هم قبول می‌کردم سر پول به توافق می‌رسیدیم و بعد به سمت خانه من می‌رفتیم. وقتی مرد را به خانه می‌بردم، شوهرم از راه می‌رسید البته ما به طعمه‌های خودمان دروغ هم می‌گفتیم و شوهرم ادعا می‌کرد از آنها فیلمبرداری کرده است و اگر باج ندهند فیلم را تکثیر می‌کند. شوهرم برای محافظت از من و خودش کلت خریده‌بود و آن را داخل یک کشو می‌گذاشتیم.

سمانه در مورد قتل امید گفت: روزی که سوار ماشین امید شدم، قرار بود با هم به خانه برویم و بعد من به شوهرم خبر بدهم و او سر فرصت بیاید، اما در خانه با امید درگیر شدم او متوجه شد قصد ما اخاذی است و عصبانی شد و داد و فریاد کرد من هم از ترس اینکه همسایه‌ها متوجه نشوند کلت را برداشتم و به او شلیک کردم. بعد بلافاصله با شوهرم تماس گرفتم و او را به خانه کشاندم بعد لباس‌های امید را گشتیم و مبلغی پول پیدا کردیم. او پول زیادی همراهش بود. آنها را برداشتیم و سعید جسد را لای یک ملحفه پیچید و آن را با ماشین مقتول به کنار جاده منتقل کردیم. چون امید ما را نمی‌شناخت فکر نمی‌کردم بازداشت شویم.

در ادامه شوهر سمانه مورد بازجویی‌ قرار گرفت. او گفت: من در قتل امید نقشی نداشتم و وقتی در جریان قرار گرفتم که زنم او را کشته ‌بود. سمانه آن روز با من تماس گرفت و گفت یکی از طعمه‌هایش را کشته ‌است. من فقط به او کمک کردم جسد را مخفی کنیم.

بعد از پایان بازجویی‌ها سمانه صحنه قتل را هم بازسازی کرد و پرونده تکمیل شد. زمانی که بازپرس قصد داشت قرار مجرمیت متهم را صادر کند سمانه را دوباره از زندان احضار کرد. او این بار اتهامش را انکار کرد و مدعی شد شوهرش دست به این قتل زده ‌است. با این‌ حال کیفرخواست علیه سمانه صادر و او برای محاکمه به شعبه ۸۰ دادگاه کیفری ‌استان تهران فرستاده ‌شد.

در حالی‌که اولیای ‌دم امید درخواست قصاص کرده ‌بودند سمانه در جلسه محاکمه قتل را منکر شد و گفت: وقتی من و سعید بازداشت شدیم، سعید از من خواست اتهام قتل را قبول کنم. او گفت: تو به پلیس بگو مرتکب قتل شدی من هم می‌گویم که من مرتکب قتل شدم. پلیس نمی‌تواند تشخیص دهد قتل کار که بوده و آن‌وقت هر دو ما آزاد می‌شویم.

سمانه گفت: من به جز سعید تکیه‌گاهی نداشتم به همین دلیل هم قبول کردم. فکر می‌کردم هر دو چند سالی زندان می‌مانیم و بعد آزاد می‌شویم. سعید من را فریب داد. او خودش قاتل است.
این در حالی بود که سعید حرف‌های زنش را انکار کرد و گفت: سمانه از مرگ می‌ترسد و به همین دلیل من را متهم می‌کند. او دروغ می‌گوید من از این ماجرا اصلا خبر ندارم.

بعد از پایان جلسه محاکمه هیات قضات شعبه ۸۰ سمانه را به قصاص و به خاطر سرقت به پنج سال حبس محکوم کردند. این رای مورد اعتراض متهم و وکیل مدافعش قرار گرفت و پرونده برای رسیدگی به شعبه ۱۱ دیوان‌عالی کشور فرستاده شد. هرچند سمانه دوباره ادعایش را در مورد شوهرش مطرح کرد اما هیات قضات مدارک ارایه‌شده را کافی ندانستند و رأی قصاص و حبس سمانه مورد تایید قرار گرفت.

به این ترتیب، پرونده برای گذراندن مراحل قانونی برای اجرای حکم به شعبه اجرای احکام دادسرای جنایی کرج فرستاده شد.




طبقه بندی: حوادث،

تاریخ : پنجشنبه 1390/08/12 | ساعت 14 و 05 دقیقه و 16 ثانیه | نویسنده : Immortal seven | نظرات

زن روسی به کشتن ۱۷ زن بازنشسته ۶۱ تا ۸۶ ساله اعتراف کرد.این زن روسی که به نام «شیطان در لباس یک زن» در رسانه های روسیه شناخته شده است، به منظور سرقت به خانه قربانیان رفته و سپس به آنان را به قتل می‌رساند.
«آیرینا»، ۴۰ ساله در توجیه دلایل ارتکاب به سرقت و قتل گفته است که برای برآوردن نیازهای اولیه‌اش مجبور به این کارها شده است.

«ماکشاوا» یکی از قربانیان این قاتل سریالی که توانسته بود، جان سالم به در ببرد گفت: آیرینا با عنوان کارگر قصد داشته وارد خانه‌ام بشود.

به گفته پلیس، این زن با تبر ضربه‌ای به سر قربانیانش وارد می کرده و پس از سرقت فرار می‌کرد.

او بین سال‌های ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۰ میلادی این قتل‌ها را مرتکب شده است.




طبقه بندی: حوادث،

تاریخ : پنجشنبه 1390/08/12 | ساعت 14 و 04 دقیقه و 40 ثانیه | نویسنده : Immortal seven | نظرات

در پی شکایت زن جوانی مبنی بر اینکه توسط همسر خواهرش مورد آزار و اذیت قرار گرفته است، پرونده ای در یکی از شعب دادگاه کیفری استان تهران تشکیل و مأموران انتظامی تحقیق درباره این ماجرا را آغاز کردند.
این دختر نوجوان به طور مکرر در هر فرصتی مورد آزار جنسی از سوی همسر خواهر خود قرار می گرفته است.

دختر ۱۸ ساله در بازجویی گفت: شوهر خواهرم اوایل سعی بر فریب دادن من داشت و بعدها با تهدید اینکه اگر به او اجازه نزدیک شدن به خودم را ندهم، به پدرم خواهد گفت که در گذشته با پسری در ارتباط بوده ام، من را وادار به تسلیم کرد.

وی با بیان اینکه پدرم مردی کاملا متعصب و خشن است، بیان کرد: اگر او می فهمید با پسری دوست هستم، قطعأ من را می کشت.

چراکه او در خانه اجازه نفس کشیدن نیز به ما نمی داد و اجازه نگاه کردن به نامحرم را نداشتیم. همچنین نمی خواستم زندگی خواهرم از هم گسسته شود و تا الان سکوت کردم، اما حالا آزارهای آن مرد، من را  خسته کرده و دیگر نمی توانم صبوری کنم.
گفتنی است؛ این پرونده تا دستگیری متهم در حال پیگیری است.




طبقه بندی: حوادث،

تاریخ : پنجشنبه 1390/08/12 | ساعت 14 و 02 دقیقه و 53 ثانیه | نویسنده : Immortal seven | نظرات

بعد از ظهر روز یکشنبه زنی با ماموران پلیس ۱۱۰ تماس گرفت و وقوع یک قتل را گزارش داد. این زن که صدایش به شدت می‌لرزید و ترسیده ‌بود، گفت قصد داشت در ماجرا دخالت کند و مقتول را نجات دهد، اما قاتل او را با چاقو تهدید کرده‌‌ است و اگر ماموران به موقع نرسند او فرار خواهد کرد.

اپراتور مرکز پس از دریافت این گزارش ۱۱۰ موضوع را به کلانتری گلبرگ خبر داد و ماموران به محل حادثه اعزام شدند. آنها وقتی رسیدند که قاتل از محل فرار کرده ‌بود اما جسد مقتول که زنی جوان به نام زهرا بود، غرق در خون روی زمین افتاده بود.

پلیس به بازپرس کشیک قتل خبر داد و با توجه به دستور رسیده، جسد به پزشکی قانونی انتقال داده ‌شد. بررسی‌های کارآگاهان نشان داد، مقتول زنی ۳۷ساله به ‌نام زهراست که سه‌ ماه قبل از شوهرش حمید جدا شده و روز حادثه برای دیدن پسرش به نام امید به خانه او رفته‌ بود که در آنجا به‌علت نامعلومی با حمید درگیر شد و با ضربات چاقوی این مرد به قتل رسید.

آن‌طور که شاهدان عینی به پلیس خبر دادند، حمید بعد از وارد آوردن ضربات چاقو از خانه فرار کرد.
ماموران در اولین گام دو زن همسایه را که شاهد این ماجرا بودند، مورد بازجویی قرار دادند. این دو زن گفتند: با صدای درگیری از خانه بیرون آمدیم ما زهرا را می‌شناختیم او تا چند ماه قبل با شوهرش زندگی می‌کرد اما مدتی بود که از هم جدا شده‌ بودند. آن روز وقتی صدای درگیری را شنیدیم، متوجه شدیم باز حمید و زنش دعوا می‌کنند.

وقتی بیرون آمدیم، دیدیم حمید با چاقویی خون‌آلود در پاگرد ایستاده ‌است. خواستیم جلو برویم که ما را تهدید کرد و گفت اگر جلو بیایید شما را هم می‌زنم. او پشت‌سر هم بر بدن زهرا ضربه وارد می‌کرد. زهرا اول جیغ کشید اما وقتی ضربات بعدی بر بدنش وارد شد دیگر نتوانست واکنشی نشان‌بدهد و بی‌حالی روی زمین افتاد.

بلافاصله به پلیس زنگ زدیم اما تا ماموران برسند، زهرا جان داد و شوهرش هم به خانه رفت، لباس‌های خون‌آلودش را عوض و فرار کرد، البته تا جایی که ما می‌دانیم امید پسر زهرا در خانه بود.
پلیس برای به دست آوردن اطلاعات بیشتر اعضای خانواده زهرا را مورد بازجویی ‌قرار داد.

یکی از اعضای خانواده مقتول گفت: زهرا و شوهرش سه ماه قبل از هم جدا شدند. زهرا از همان ابتدایی که ازدواج کرد، با شوهرش مشکل داشت. حمید مرد بداخلاقی بود و زهرا همیشه از اعتیاد او شکایت می‌کرد. او زهرا را کتک هم می‌زد. او به خاطر پسرش امید این همه سال به زندگی مشترک ادامه داد و همیشه می‌گفت اگر جدا شود امید آسیب می‌بیند. وقتی پسرک بزرگ شد مادرش تصمیم گرفت جدا شود. طلاق زهرا و حمید توافقی بود.
او ادامه ‌داد: حمید بعد از جدایی دست‌بردار نبود. او می‌گفت می‌خواهد دوباره با زهرا زندگی کند اما چون زهرا خیلی از شوهرش کتک خورده‌ بود، به حرف‌های او اعتماد نکرد و گفت نمی‌خواهد این کار را بکند.
زهرا و حمید خانه‌ای داشتند که سه‌دانگ آن به نام زهرا بود. او هم سهمش را می‌خواست اما حمید به جای اینکه خانه را بفروشد، می‌گفت همه خانه را به زهرا می‌دهد و از او می‌خواست که دوباره برگردد. این کشمکش‌ها ادامه داشت تا اینکه دو روز قبل از حادثه، پسر زهرا تماس گرفت. او از مادرش خواست که به دیدنش برود چون امید در خانه پدرش زندگی می‌کرد، زهرا دوست نداشت به آنجا برود.

امید می‌گفت تصادف کرده‌ است. روز آخر گریه کرد و به مادرش گفت تو با پدر من اختلاف داری اما من مریضم و به دیدنم نمی‌آیی. گریه امید باعث شد زهرا همه چیز را زیر پا بگذارد و به خانه حمید برود. او فقط می‌خواست چند ساعتی پیش پسرش باشد و می‌گفت اگر بتواند حمید را قانع کند امید را نزد خودش می‌آورد تا از او مراقبت کند. چند ساعت بعد در حالی‌که ما فکر می‌کردیم زهرا پیش امید است، خبر دادند او به دست شوهر سابقش کشته ‌شده‌ است.

وقتی متن بازجویی‌ها در اختیار بازپرس روشن کشیک ویژه قتل دادسرای جنایی تهران قرار گرفت، او برای روشن شدن ابعاد پرونده دستور داد تا امید که روز حادثه در خانه بود، مورد بازجویی قرار گیرد.

این در حالی است که پزشکی قانونی روز گذشته در گزارش اولیه خود نوشت: زهرا زن ۳۷ساله به شدت کتک خورده و زخم‌های روی سرش نشان می‌دهد موهای‌ او در درگیری کنده‌ شده‌ است. این زن ۳۰ ضربه چاقو خورده است و ضربات به نقاط مختلف بدنش اصابت کرده، اما ضربه کشنده به قلب این زن وارد شده ‌است. شکستگی جمجمه و همچنین شکستگی‌های مختلف هم در قسمت‌هایی از دست زهرا دیده‌ شده‌ است.

بنا بر این گزارش اکنون بازپرس روشن دستور داده است با توجه به متواری بودن حمید -متهم ۴۳ساله- تحقیقات برای دستگیری او آغاز شود.




طبقه بندی: حوادث،

تاریخ : سه شنبه 1390/08/10 | ساعت 09 و 47 دقیقه و 06 ثانیه | نویسنده : Immortal seven | نظرات

در سال‌های اخیر آمارهای رسمی و غیر رسمی حکایت از افزایش فرار دختران و زنان در جامعه‌مان داشته است. چنین به نظر می‌رسد که در ارزیابی سبب‌شناسی فرار دختران و زنان از خانه سهم عوامل زیستی مورد توجه قرار نگرفته است.

بهروز معبودیان  روانشناس بالینی گفت : بررسی‌های نگارنده نشان می‌دهد که تعدادی از دختران و زنان به دلیل وجود مجموعه علایمی که پیش از قاعدگی زندگی آنها را تحت تاثیر قرار می‌دهند، در این دوران اقدام به فرار از خانه می‌کنند که مطالعات متعددی برای ثابت کردن وجود سندرم پیش از قاعدگی انجام شده است.

برای مثال میزان زیادی از خودکشی‌ها اعمال بزهکاری از قبیل خشونت که زنان مرتکب می‌شوند طی چهار روز قبل از قاعدگی و طی چهار روز از چرخه قاعدگی رخ می‌دهد (دالتون-۱۹۶۴). ۴۵ درصد کارگران زن در کارخانه‌های صنعتی که دچار بیماری می‌شوند، ۴۶ درصد زنانی که در مراکز روانپزشکی پذیرفته می‌شوند و۵۲ درصد زنانی که به علت تصادف در مراکز سوانح فوری پذیرفته می‌شوند، یا هشت روز قبل از شروع قاعدگی‌ شان هستند یا در روزهای قاعدگی‌شان به سر می‌برند. (دالتون-۱۹۶۶)

بعضی اختلالات روانی نیز خطر ابتلا به PMS را افزایش می‌دهند، مثلا دوسوم زنانی که از افسردگی رنج می‌برند، به PMS مبتلا هستند.

انجمن روانپزشکی امریکا بر آنچه تحت عنوان اختلال ملال پیش از قاعدگی شناخته می‌شود، معیارهای تشخیصی ویژه‌یی تعیین کرده است که شاید همان PMS باشد. این اختلال در درجه اول از روی زمان وقوع علایم تشخیص داده می‌شود.

به گزارش پاتوق۹۸ : مساله مهم شدت وقوع علایم است؛ به گونه‌یی که فعالیت‌های روزمره را مختل می‌کند و نیز زمان بروز آنها، ۵ تا ۱۰ روز پیش از هر دوره قاعدگی شروع می‌شوند و در طول دوره خاتمه می‌یابند.

ارزیابی روان‌شناختی از دختران و زنانی که در اورژانس اجتماعی اقامت داشتند نشان می‌دهد که در بین آن عده از زنانی که به دلایل متعدد ترخیص آنها چندین ماه طول می‌کشید بیشترین علایم تحریک‌پذیری- تنش- دمدمی مزاجی- عصبانیت-خودآزاری- اقدام به خودکشی- بهانه‌جویی-تلاش برای فرار- درگیری فیزیکی- تهدید مددکاران-حالات افسردگی و تعدادی از علایم جسمی حدود چهار تا هشت روز قبل از قاعدگی رخ می‌داد. علاوه بر آن گزارشات مراجعان مشاوره طلاق نشان‌دهنده این بود که برخی از مشکلات بین فردی زوجین ارتباط با زمان پیش از قاعدگی و وجود علایم مربوطه داشت.

میزان حساسیت مبتلایان به این سندرم از زنی به زن دیگر متفاوت و نشانه‌های بیماری حتی در ماه‌های مختلف متغیر بود. (معبودیان-۱۳۸۰)

بسیاری از زنانی که سندرم پیش از قاعدگی دارند، از تاثیر این سندرم در بروز و تداوم مشکلات روانی-اجتماعی آگاهی ندارند. پاسخ‌های روان‌شناختی به این سندرم معمولا بصورت کاهش اعتماد به نفس، تصویر ذهنی منفی از خود، احساس شرم، کاهش عزت نفس، احساس گناه و ناامیدی است.

سندرم پیش از قاعدگی به دلیل پیامدهای خاص، ارزیابی دقیق‌تری از وضع بیماران را می‌طلبد. بی‌توجهی به این مهم گاهی بیماران را سال‌ها به مشکلات عدیده جسمی و روانی مبتلا می‌سازد.

آسیب‌های اجتماعی ناشی از آن خصوصا فرار، طلاق و جدایی و همچنین خشونت، سوءرفتار و حتی قتل گاهی لطمات جبران‌ناپذیری را بر پیکره نهاد خانواده وارد می‌سازد. در آسیب‌شناسی فرار دختران و زنان تعدادی از مبتلایان به این سندرم را می‌توان تشخیص داد. توصیه می‌شود که در ارزیابی بالینی دختران و زنانی که به دلایل متعدد اقدام به ترک خانه (فرار از منزل) کرده و در اورژانس‌های اجتماعی سازمان بهزیستی پذیرش شده‌اند، متخصصان بهداشت روانی بویژه روانپزشکان و روانشناسان درباره علایم سندرم از مراجعین سوال کنند.

تشخیص این سندرم توسط روان‌درمانگران می‌تواند به مداخلات روان‌شناختی در کاهش علایم آزاردهنده این سندرم در کنار درمان‌های پزشکی بینجامد، از سویی ارایه مشاوره به دختران و زنان و خانواده‌های آنها از علل وجود و بروز برخی رفتارهای نابهنجار به دلیل وجود این سندرم می‌تواند به درک آنها از عوامل سبب‌شناسی رفتار و همچنین پیشگیری از شدت علایم و پیگیری درمان را به دنبال داشته باشد.

همچنین شناسایی افرادی که دچار PMS هستند می‌تواند کاهش محکومیت قضایی دختران و زنان و توجه به حقوق انسانی آنها را در نهادهای قضایی و انتظامی نهادینه کند.

توجه به بهداشت جسمانی و روانی زنان و تشخیص دقیق علایم آزاردهنده این سندرم می‌تواند به پیشگیری از آسیب‌های جسمانی و روانی منجر شده و همچنین موجب بالا رفتن آگاهی زنان و خانواده‌هایشان از چگونگی تاثیر عوامل زیستی در بروز مشکلات بین‌فردی آنها شود و بی‌توجهی به این مهم موجب از دست رفتن حقوق انسانی دختران و زنان خواهد شد.




طبقه بندی: حوادث،

تاریخ : سه شنبه 1390/08/3 | ساعت 09 و 55 دقیقه و 14 ثانیه | نویسنده : Immortal seven | نظرات

سه مرد جوان که متهم هستند ۱۴ زن را ربوده و مورد آزار جنسی قرار داده‌اند به زودی برای آخرین دفاعیات خود در دادگاه حاضر می‌شوند.

این سه جوان شش سال قبل به جرم آزار ۱۴ زن بازداشت و در دادگاه انقلاب محاکمه و به اعدام محکوم شدند اما رأی صادره از سوی دیوان‌عالی کشور نقض و پرونده برای رسیدگی مجدد به شعبه ۷۹ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده‌شد.

اعضای باند در حالی بازداشت شدند که دختری جوان را ربوده بودند و قصد داشتند او را به قتل برسانند. زمانی که ماموران کلانتری آدران جاده چالوس به پیکان طوسی رنگ مشکوک شدند، آن را متوقف کردند و صدایی غیرمتعارف را از صندوق عقب ماشین شنیدند. ماموران از سرنشینان اتومبیل خواستند پیاده شوند آنها وقتی در صندوق عقب ماشین را باز کردند با دختری روبه‌رو شدند که بر اثر نرسیدن اکسیژن و جراحاتی که بر بدنش وارد شده‌ بود، نیمه‌هوش بود.

وقتی این دختر از صندوق عقب بیرون آورده ‌شد و توانست صحبت کند به ماموران گفت: من در حصارک کرج به عنوان مسافر، سوار پیکان شدم تا به عظیمیه بروم، می‌خواستم عمه‌ام را ببینم اما سه جوانی که سوار ماشین بودند من را کتک زدند و کیف و موبایلم را گرفتند و با تهدید خواستند که ساکت باشم. آنها به سمت آریاشهر تهران حرکت کردند و در محلی خلوت مرا مورد آزار جنسی قرار داند. سپس به یک کوچه فرعی پیچیدند، خیلی ترسیده ‌بودم فکر کردم دوباره قصد دارند به من تجاوز کنند فریاد زدم و از مردم کمک خواستم یکی از متهمان من را محکم گرفت و دستش را روی دهانم گذاشت بعد مرا به صندوق عقب انداخت. حالم بد بود و داشتم خفه می‌شدم که ماموران پیدایم کردند.

با توجه به گفته‌های این دختر. پلیس سه مرد جوان را که امیر، حسین و مهدی نام دارند مورد بازجویی قرار داد. حسین که ۱۹ سال داشت و کم سن‌ترین فرد گروه بود. گفت: وقتی قبول کردم با مهدی همکاری کنم قرار بود زنان را سوار ماشین کنیم و پول‌هایشان را بدزدیم. اصلا قرار نبود به کسی تجاوز کنیم. ماشین هم برای مهدی بود. مطابق قرار او سهم بیشتری نسبت به ما می‌گرفت. در چند مورد اول از زنان فقط سرقت کردیم، اما در یک مورد وقتی دختری جوان را به‌عنوان مسافر سوار کردیم و پول‌هایش را دزدیدیم، مهدی او را مورد تجاوز قرار داد و گفت ما هم می‌توانیم این کار را بکنیم. ما هم زن جوان را که به شدت هم ترسیده‌بود، مورد آزار قرار دادیم. او از ترس حتی نمی‌توانست حرف بزند. بعد از آن در هر سرقتی این کار را می‌کردیم. حسین گفت: بیشتر قربانیان ما زنان و دختران جوان غرب تهران بودند و ما در اکباتان و آریاشهر این زنان را مورد آزار قرار می‌دادیم و فقط مورد آخر بود که در کرج دختر جوانی را ربودیم.

تحقیقات بعدی پلیس نشان داد، این سه جوان ۱۴ زن را مورد آزار جنسی قرار داده و اموال آنها را ربوده‌اند. این زنان که برخی از آنها قبلا شکایتی در دادسرا مطرح نکرده‌بودند، بعد از بازداشت متهمان به دادسرا رفتند و آنها را شناسایی کردند. با تکمیل تحقیقات پرونده با اتهام محاربه به دادگاه انقلاب تهران فرستاده و متهمان در این دادگاه محاکمه و هر سه مجرم شناخته و به اعدام محکوم شدند.

وکلای مدافع متهمان به رأی صادره اعتراض کردند و در لایحه خود نوشتند این متهمان باید در دادگاه کیفری‌استان تهران محاکمه شوند. سپس پرونده در دیوان‌عالی کشور مورد بررسی قرار گرفت و اعتراض وکلا مورد تایید قرار گرفت و حکم صادره نقض و دادگاه کیفری‌استان تهران صالح دانسته و پرونده برای رسیدگی به شعبه ۷۹ دادگاه کیفری‌استان تهران فرستاده شد.

متهمان در زمان مقرر برای برگزاری دادگاه در جلسه حضور یافتند؛ اما چون شاکیان پرونده دیگر حاضر نبودند به دادگاه بیایند این پرونده چندین بار تجدید وقت شد.

در نهایت در اولین جلسه رسیدگی به اتهام تجاوز به عنف، آدم‌ربایی و سرقت سه متهم جوان برای دفاع از خود در جایگاه حاضر شدند. متهمان این بار اتهام تجاوز به عنف را رد کردند و گفتند، با چند زن که از آنها سرقت کردند رابطه داشتند؛ اما این رابطه به زور نبود آنها همچنین مدعی شدند که قصد نداشتند دختر کرجی را مورد آزار قرار دهند و از ترس او را در صندوق عقب ماشین مخفی کرده‌ بودند.

بعد از پایان اولین جلسه محاکمه قاضی محمدی‌کشکولی، رییس شعبه ۷۹ دادگاه کیفری‌استان تهران با توجه به پایان وقت جلسه آخرین دفاعیات متهمان را به بعد موکول کردند و با وقت تعیین شده متهمان در روزهای آینده آخرین دفاعیات خود در برابر قضات و شاکیانی که حاضر شدند در جلسه دادگاه شکایت کنند، بیان خواهند کرد.




طبقه بندی: حوادث،

تاریخ : سه شنبه 1390/08/3 | ساعت 09 و 51 دقیقه و 25 ثانیه | نویسنده : Immortal seven | نظرات

مردی با تصور داشتن ارتباط نامشروع، همسر دانشجوی خود را با ضربات متعدد چاقو در کلاس درس و در حضور استاد و دانشجویان زخمی و روانه بیمارستان کرد.

‌دادستان عمومی و انقلاب کرمان با اعلام این خبر افزود: فردی با هویت «محمد» با ورود به یکی از کلاس‌های درس آموزشکده «سما» وابسته به دانشگاه آزاد اسلامی کرمان، همسر دانشجوی خود را با هویت «فاطمه» با ضربات متعدد چاقو، زخمی و در حالی که قصد فرار داشته، توسط دانشجویان محاصره و بعد از خودزنی دستگیر می‌شود.

یدالله موحّد افزود: حسب اعلام پزشکان، فاطمه به علت اصابت چاقو به نخاع از ناحیه دو پا فلج شده و به علت جراحات وارده در کما به سر می برد. وی یادآور شد: «فاطمه» قبل از رفتن به کما از عقد چهارماهه خود با «محمد» خبرداده و گفته که دو ماه است به علت اختلافات پیش آمده قصد جدایی از او را داشته است.

دادستان کرمان از ارجاع پرونده به شعبه هفتم بازپرسی خبرداد و گفت: «محمد» به اتهام ایراد جرح عمدی با چاقو و اخلال در نظم دانشگاه از طریق جنجال و هیاهو با قرار بازداشت موقت روانه زندان شده و تحقیقات تکمیلی در حال انجام است. موحد خاطر نشان کرد: متهم نیز دانشجو است و ارتباط و زندگی مشترک نیز در دوران دانشجویی آغاز شده است.




طبقه بندی: حوادث،

تاریخ : سه شنبه 1390/08/3 | ساعت 09 و 49 دقیقه و 43 ثانیه | نویسنده : Immortal seven | نظرات

یک کودک کار توسط ۱۱ کارگر افغان ربوده شد و به قتل رسید. این جنایت در پی تجاوز دسته‌جمعی رقم خورد و تاکنون ۱۰ نفر از متهمان دستگیر شده‌اند.

شامگاه روز شنبه هفته جاری تماس تلفنی فردی ناشناس با مرکز فوریت‌های پلیسی از وقوع یک جنایت پرده برداشت. این مرد آدرس ساختمانی نیمه‌کاره در منطقه پردیس را داد و اعلام کرد در زیرزمین آنجا جنازه یک پسربچه رها شده است.

دقایقی بعد ماموران کلانتری ۲۰۷ تهران به محل اعلام‌شده رفتند و در زیرزمین با دنبال کردن ردی از خون به یک تیرک چوبی رسیدند که جنازه پسری نوجوان به آن بسته شده بود. آنها قبل از هر اقدامی بازپرس ویژه قتل را از ماجرا باخبر کردند و به دستور او تیمی از کارآگاهان جنایی موظف به تحقیق در این رابطه شدند.

کارآگاهان از زیرزمین مخوف چند لباس زنانه پیدا کردند و در برابر این احتمال قرار گرفتند که شاید این پسر نوجوان تنها قربانی نباشد و افراد دیگری نیز در این محل به کام مرگ کشانده شده باشند، البته جست‌وجوهای مقدماتی در این زمینه به کشف جسدی دیگر منجر نشد.

افسران جنایی در گام بعدی فهمیدند نگهبان این ساختمان نیمه‌کاره مردی افغان به نام غدیر است که فراری شده. به این ترتیب تلاش‌ها برای دستگیری وی آغاز شد. همزمان با این اتفاق کارآگاهان هویت قربانی را نیز فاش کردند و فهمیدند او نوجوان ۱۵ ساله‌ای به نام سعید است.

پدر سعید چهار روز قبل گم شدن او را به پلیس گزارش داده و تحقیقاتی نیز برای یافتن وی صورت گرفته بود. کارآگاهان در حالی به بازجویی از پدر سعید پرداختند که خود این مرد نیز از طریق یک تماس تلفنی ناشناس در جریان کشف جسد فرزندش قرار گرفته بود. او به ماموران گفت: «به خاطر مشکلات مالی پسرم به من در تامین هزینه‌های زندگی کمک می‌کرد و معمولا هر روز وقتی از دبیرستان به خانه برمی‌گشت، بساطش را برمی‌داشت و در خیابان‌ها سبزی می‌فروخت.

هیچ‌وقت هم مشکلی پیش نیامده بود تا اینکه سه‌شنبه‌شب هر چه منتظر شدیم، سعید به خانه برنگشت. برای همین از پلیس و بسیج کمک خواستیم و ماموران دنبال پسرم گشتند، ولی نتوانستند او را پیدا کنند و از آن به بعد از سعید خبری نبود تا اینکه فردی با تلفن همراهم تماس گرفت و با دادن نشانی ساختمان نیمه‌کاره گفت جسد سعید آنجاست.»

کارآگاهان در ادامه تحقیقات‌شان فهمیدند همان شامگاه سه‌شنبه فردی سعید را مشاهده کرده و موضوع را به پلیس اطلاع داده بود. او به ماموران گفته بود پسر نوجوان را در حال مشاجره با چند مرد افغان دیده و مشاهده کرده است افاغنه او را به زور به ساختمانی نیمه‌کاره بردند، اما ماموران ساختمان موردنظر را اشتباه گرفتند و به مکانی دیگر رفتند.

آنها چند افغان را نیز بازداشت کردند اما چون مدرکی علیه‌شان وجود نداشت، آنها را آزاد کردند. با افشای این موضوع، شاهد حادثه

بار دیگر تحت بازجویی قرار گرفت و اطلاعاتی را به پلیس ارایه داد که به سرنخی برای دستگیری متهمان تبدیل شد و کارآگاهان در دو روز گذشته توانستند ۱۰ نفر را در این خصوص دستگیر کنند، اما از غدیر ردپایی به دست نیامد. این ۱۰ افغان که از کارگران غیرمجاز هستند، در بازجویی‌ها اعتراف کردند پسر نوجوان را به قصد تعرض ربودند و دسته‌جمعی به وی تجاوز کردند و این پسر ناگهان از حال رفت و فوت شد. متهمان ادعا کردند جسد را در یک پتو پیچیدند و در زیرزمین خانه پنهان کردند.

در همین حال متخصصان پزشکی قانونی با انجام معاینه و آزمایش‌های تخصصی علت مرگ سعید را تجاوز دسته‌جمعی اعلام کردند. بنا بر این گزارش در حال حاضر تلاش‌ها برای دستگیری غدیر در حالی ادامه دارد که بازجویی‌ها از ۱۰ متهم دیگر هنوز به پایان نرسیده است و با توجه به البسه کشف‌شده در قتلگاه این احتمال که زنانی نیز قربانی جنایت‌های این گروه شده باشند، پابرجاست.




طبقه بندی: حوادث،

تاریخ : سه شنبه 1390/08/3 | ساعت 09 و 48 دقیقه و 50 ثانیه | نویسنده : Immortal seven | نظرات

روستایی در کامبوج دختران ۴ تا ۵ ساله را تجارت می کند.

دختران کامبوج در وحشت زندگی می کنند.

“اسوای پاک” روستایی درکشور کامبوج وجود دارد که در آن دختران به دلیل تجارت آنها در رعب و وحشت به سر می برند.

براساس گفته های یکی از دختران قربانی شده، ” اولین باری که مرا فروختند پنج ساله بودم  و اصلا نمی دانستم چه کار باید بکنم و کسی مرا کمک نکرد”.

بسیاری از دخترانی که دراین روستا زندگی می کنند مورد تجاوز قرار گرفتند که دلیل این کار را نمی دانستند.

بسیاری از خانه های موجود در این روستا بسیار کوچک و در آنها چندین دختر  در یک زمان مورد تجاوز قرار می گیرند .

یکی از زن های تجاوز شده روستای فوق درباره تجاوزی که در کودکی به وی شده بود گفت: اولین بار توسط مردی که مرا خریداری کرده بود به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفتم و سپس به من تجاوز کرد ، زمان من تنها چهار سال داشتم و به شدت گریه می کردم و هیچ کس پیدا نشد که به من کمک کند”.

هم اکنون  ۱۸ سال است که این زن در وحشت و رعب زندگی می کند.




طبقه بندی: حوادث،

تاریخ : سه شنبه 1390/08/3 | ساعت 09 و 46 دقیقه و 33 ثانیه | نویسنده : Immortal seven | نظرات
رادیو زمانه به نقل از این زن نوشت: همسرم به من گفت تو الان در خطر هستی، از ایران برو و من به همراه بچه ها پس از مدتی به ترکیه می آییم. پس از رسیدن به ترکیه، هنگامی که به دفتر سازمان ملل معرفی شدم به من گفتند که دو ماه بعد برای مصاحبه باید به آنکارا بروی و قبل از آن باید به شهری به نام کوتاهیه معرفی شوی… پس از اجاره منزل در ترکیه با همسرم تماس گرفتم و خواستم که برایم مقداری پول بفرستد اما او بعد از معذرت خواهی گفت که تو کار سیاسی کرده ای و وجود تو ممکن است برای من و بچه ها خطرساز شود. من نه خودم به ترکیه می آیم و نه بچه ها را به آنجا می فرستم.
 شوهرم گفت: آن روز که دنبال کارهای سیاسی رفتی باید یادت می آمد که متاهل هستی و بچه داری؟ پس از مدتی به جای این که برای من هزینه زندگی ام را بفرستد، یا خودش بیاید برای من مدرک طلاق فرستاد. به هر طریقی هم که خواستم جلوی این اتفاق را بگیرم، دستم به جایی بند نبود، چون از منظر قانونی زنی بودم که پس از کارهای سیاسی ترک منزل کرده است، به همین دلیل به سرعت کارهای طلاق ما انجام شد.
این ضدانقلاب فراری با بیان این که بسیاری از نزدیکانش معتقدند وی برای عشق و حال(!) به ترکیه رفته، می نویسد: این در حالی است که من به چشم کالای جنسی نگریسته می شدم… کسی که در ترکیه زندگی می کند، باید در زمستان یک سطل پنج، شش کیلویی را پر از ذغال سنگ کند، روشن کند تا از سرما یخ نزند. کسی که در ترکیه زندگی می کند باید با موش های بزرگی که در خانه های قدیمی هستند، دست و پنجه نرم کند. کسی که در ترکیه زندگی می کند با نزدیک شدن به پایان تاریخ دفترچه اقامت، اضطراب این را دارد که هر روز باید به دفتر پلیس برود و التماس کند که ۳۰۰ دلار لازم برای پرداخت پول خاک و دریافت دفترچه مجدد اقامت را ندارد. کسی که در ترکیه زندگی می کند، در سرما و بیماری، حتی با تب چهل درجه باید به دفتر پلیس برود و مراحل اداری را طی کند تا بتواند به درمانگاهی برود و دارو دریافت کند. به دلیل گران بودن هزینه اتوبوس و تاکسی باید تمام این مسیرهای طولانی را پیاده طی کند. تعریف زندگی پناهندگی در ترکیه، تعریفی نیست که تورهای توریستی و تفریحی به تصویر می کشند.»



طبقه بندی: حوادث،

تاریخ : یکشنبه 1390/07/17 | ساعت 12 و 33 دقیقه و 37 ثانیه | نویسنده : Immortal seven | نظرات

راز قتل زن جوانی که جنازه‌اش در یک پارک‌جنگلی پیدا شده بود، بعد از گذشت سه ماه با اعترافات یک مرد فاش شد. 

اواسط تیرماه سال‌جاری مردی که از پارک‌جنگلی بندرانزلی رد می‌شد چشمش به پیکر زنی افتاد که پای یک درخت رها شده بود، او با این تصور که زن جوان هنوز زنده است، به طرفش رفت تا به وی کمک کند اما در همان نگاه اول فهمید او جان باخته است، چراکه بدنش غرق در خون بود. 

او بلافاصله با مرکز فوریت‌های پلیسی ۱۱۰ تماس گرفت و موضوع را به ماموران اطلاع داد. دقایقی بعد تیمی از کارآگاهان ویژه مبارزه با قتل، بازپرس جنایی و متخصصان بررسی صحنه جرم در محل مورد نظر حاضر شدند و در بررسی‌های اولیه فهمیدند این زن که هیچ مدرک شناسایی همراه نداشت، با ضربات متعددی جسمی برنده مانند چاقو از پا درآمده است، همچنین دمای بدن این زن و نشانه‌ها و شواهد موجود نشان می‌داد قتل حدود ۱۲ ساعت قبل اتفاق افتاده است.

بعد از آنکه جنازه برای انجام آزمایش‌های تخصصی به پزشکی قانونی فرستاده شد، کارآگاهان سعی کردند هویت قربانی را فاش کنند.

آنها ابتدا فهرست افرادی که در روزهای قبل از قتل ناپدید شده بودند، بررسی کردند ولی به مشخصات زنی شبیه به مقتول برنخوردند؛ به همین دلیل با دو احتمال مواجه شدند نخست آنکه این جنایت یک قتل خانوادگی است و به همین سبب بستگان مقتول از اعلام گزارش به پلیس خودداری کرده‌اند و دیگر آنکه این زن در شهری همجوار سکونت داشته و قاتل او را به انزلی کشانده و به قتل رسانده است. 

فرضیه دوم بعد از چند روز به تایید رسید و معلوم شد خانواده زن ۲۰ساله‌ای به نام نسرین در پلیس آگاهی رشت پرونده‌ای تشکیل داده و ناپدید شدن وی را اعلام کرده‌اند. والدین نسرین بعد از آنکه جسد را از نزدیک دیدند، هویت آن را تایید کردند. 

به این ترتیب اولین گره پرونده باز شد و پس از آن کارآگاهان تلاش کردند انگیزه قتل را فاش کنند. از آنجا که مقتول زمان مرگ پول یا طلا و جواهرات زیادی همراه نداشت و وسایل او به غیر از مدارک هویتی‌اش دست‌نخورده باقی مانده بود، جای تردیدی باقی نماند که او به دلیل خصومت شخصی به کام مرگ کشانده شده است. 

از سویی همراه شدن نسرین با قاتل از رشت تا انزلی و رفتن به پارک‌جنگلی نشان می‌داد این زن عامل جنایت را از پیش می‌شناخت و با او رابطه دوستانه داشت. کارآگاهان وقتی به تجسس درباره زندگی خصوصی نسرین پرداختند، مطلع شدند این زن وضعیت اجتماعی خوبی نداشت و مراودات نامتعارف او مشکلاتی را به وجود آورده بود. 

افسران جنایی در گام بعدی تصمیم گرفتند از طریق مکالمات تلفنی مقتول هویت جانی یا جانیان را فاش کنند. آنها فهمیدند این زن در سه ماه پایانی زندگی خود ۲۰هزار تماس تلفنی داشت. از مجموع این تماس‌ها یک شماره بیش از همه تکرار شده بود. این خط متعلق به مردی ۵۰ساله به نام حمید بود. ماموران با تحقیق درباره حمید به سرنخ‌های دیگری هم دست یافتند که احتمال دخالت او در جنایت را قوت می‌بخشید، به همین خاطر وی را چند روز قبل بازداشت کردند اما مرد میانسال ابتدا حاضر نشد قتل را بپذیرد تا اینکه بعد از چندین جلسه بازجویی به کشتن نسرین اقرار کرد. 

متهم گفت: «من سه سال قبل به طور اتفاقی با نسرین در یک بنگاه معاملات املاک آشنا شدم. رفتار او طوری بود که توجهم را جلب کرد و وقتی پیشنهاد دوستی دادم، موافقت کرد. بعد از آن رابطه ما شروع شد و من هر روز بیشتر از قبل به نسرین علاقه‌مند می‌شدم، اما بعد از مدتی به خاطر کارهایی که انجام می‌داد و بعضی اخلاق‌هایش تصمیم گرفتم، رابطه‌ام را با او قطع کنم ولی نسرین مزاحمم می‌شد و راضی به پایان دوستی‌مان نبود. در حالی‌که دیگر چاره‌ای برایم باقی نمانده بود، تصمیم گرفتم او را بکشم و از دستش نجات پیدا کنم.»

متهم به قتل ادامه داد: «روز حادثه نسرین را به پارک‌جنگلی انزلی کشاندم و کمی با هم صحبت کردیم اما گفت‌وگوی ما به مشاجره منجر شد و سرانجام نقشه‌ام را عملی کردم و با چاقویی که از قبل با خود برداشته بودم، چند ضربه به او زدم و فرار کردم.»

بنا بر این گزارش متهم‌ اکنون در بازداشت به سر می‌برد و تحقیقات از او ادامه دارد.




طبقه بندی: حوادث،

تاریخ : یکشنبه 1390/07/17 | ساعت 12 و 31 دقیقه و 38 ثانیه | نویسنده : Immortal seven | نظرات

تعداد کل صفحات : 7 :: 1 2 3 4 5 6 7

  • تعبیر خواب
  • رفتن
  • کارت شارژ همراه اول
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic