زود تند سریع بگو …


۳  بار بگو:

ﯾﻪ ﯾﻮﯾﻮﯼِ ﯾﻪ ﯾﻮﺭﻭﯾﯽ

۵ بار بگو:
لای رولت رنده ی لیمو رفته

این جمله رو اگه ۲ بار هم بتونی بگی هنر کردی:
چه ژست زشتی

۳ بار بگو:
سه سیر سرشیر سه شیشه شیر!

۳ مرتبه تکرار کن:
لیره رو لوله لوله رو لیره

۳ بار پشت سر هم بگو:
سپر عقب ماشین جلویی زد به سپر جلوی ماشین عقبی

این جمله رو ۵ بار تکرار کن:
کانال کولر تالار تونل

جمله سخت زیر رو ۵ بار تکرار کن:
قوری گل قرمزی

۵ بار سریع بگو:
افسر ارشد ارتش اتریش

۷ بار بگو:
شُست، سشوار کرد

۳ بار سریع بگو:
۶ سیخ جیگر سیخی ۶ هزار

۳ مرتبه سریع بگو:
تاجر تو چه تجارت می کنی، تو را چه که چه تجارت می کنم؟

۷ بار سریع بگو:
لورل روی ریل راه می رفت

سریع و پشت سر هم چند بار بگو:
کارل و لُرل کارها رو رله کردن

۵ بار سریع بگو:
دزدی دزدید ز بز دزدی بزی، عجب دزدی که دزدید ز بز دزدی بزی

به لکنت زبون نیوفتی! ۵ بار بگو:
سمسار تو سمساریش پوست سوسمار داشت

حالا جمله زیر رو تکرار کن چند بار:
منوچهر با یه بقچه پر تربچه، توی باغچه، خورد پیازچه!

۵ بار بگو:
اردکی در کودکی در آمبولانس می خورد آدامس، می زد بالانس!

پشت سر هم ۵ بار بگو:
ریله رو روله روله رو ریله

زود، تند، سریع ۳ بار بگو:
غولارو با قند گول می زنیم

این جمله ترکی هست، ۵ بار بگو:
“سانجلاندرانلاردانده”
یعنی: این از اون ها (میوه یا هر چیز دیگه ای) هست که اگه بخوریش دل درد می گیری.

جمله انگلیسی زیر رو اگه یه بار هم بتونی بگی قبوله:
Three witches watch three Swatch watches, Which witch watch which Swatch watch
یعنی: سه جادوگر به سه ساعت سواچ نگاه می کنند؛ کدام جادوگر به کدام ساعت نگاه می کند؟




طبقه بندی: طنز،

تاریخ : چهارشنبه 1392/09/27 | ساعت 14 و 46 دقیقه و 16 ثانیه | نویسنده : Immortal seven | نظرات
روز جهانی کودک
8 اکتبر برابر با 16 مهرماه روز جهانی کودک است.

از آنجایی که وضعیت زندگی، رشد و بالندگی کودکان روشن ترین نشانه ی توان هر جامعه ای محسوب می گردد، هیچ تلاشی ارزشمندتر از بخشیدن فرداهایی روشن به کودکان وجود ندارد، چرا که کودکان شهروندان شریفی هستند که می توانند در ساختن آینده ای بهتر، یارو یاورمان باشند.

8 اکتبر برابر با 16 مهرماه روز جهانی کودک است و در ایران هفته ملی کودک از 15 تا 21 مهر با شعار " زنده باد کودکی، زنده باد زندگی " برگزار می گردد.

روز شمار این هفته ملی عبارتست از:

دوشنبه 15 مهر 92 (كودک، خانواده، مدرسه)، سه شنبه 16 مهر 92 (کودک، بازی)، چهارشنبه 17 مهر 92 (كودک، سلامت، ایمنی)، پنجشنبه 18 مهر 92 (میراث فرهنگی، كودک، طبیعت)، جمعه 19 مهر 92 (کودک و رسانه)، شنبه 20 مهر 92 (كودک، كتاب و فضای مجازی) و یکشنبه 21 مهر 92 (کودک و نیایش).



طبقه بندی: طنز،

تاریخ : شنبه 1392/07/20 | ساعت 12 و 49 دقیقه و 49 ثانیه | نویسنده : Immortal seven | نظرات
صبحگاه:

فرمانده: پس این سربازه ها (بجای واژه سرباز برای خانمها باید بگوییم سربازه !)


کجان؟


معاون: قربان همه تا صبح بیدار بودن داشتن غیبت میکردن


ساعت 10 صبح همه بیدار میشوند...


سلام سارا جان


سلام نازنین، صبحت بخیر


عزیزم صبح قشنگ تو هم بخیر


سلام نرگس


سلام معصومه جان


ماندانا جون، وای از خواب بیدار میشی چه ناز میشی




...




صبحانه:


وا...اقای فرمانده، عسل ندارید؟


چرا کره بو میده؟


بچه ها، من این نون رو نمیتونم بخورم، دلم نفغ میکنه


آقای فرمانده، پنیر کاله نداری؟ من واسه پوستم باید پنیر کاله بخورم



...




بعد از صبحانه، نرمش صبحگاه (دیگه تقریبا شده ظهرگاه)



فرمانده: همه سینه خیز، دور پادگان. باید جریمه امروز صبح رو بدید


وا نه، لباسامون خاکی میشه ...


آره، تازه پاره هم میشه ...


وای وای خاک میره تو دهنمون ...



من پسر خواهرم انگلیسه میگه اونجا ...



...




ناهار


این چیه؟ شوره


تازه، ادویه هم کم داره


فکر کنم سبزی اش نپخته باشه


من که نمی خورم، دل درد میگیرم


من هم همینطور چون جوش میزنم


فرمانده: پس بفرمایید خودتون آشپزی کنید!


بله؟ مگه ما اینجا آشپزیم؟ مگه ما کلفتیم؟


برو خودت غذا درست کن


والا، من توخونه واسه شوهرم غذا درست نمی کنم، حالا واسه تو..




چون کسی گرسنه نبود و همه تازه صبحانه خورده بودند، کسی ناهار نخورد



...




بعد از ناهار


فرمانده: کجان اینا؟


معاون: رفتن حمام



فرمانده با لگد درب حمام را باز میکنید و داد میکشد ، اما صدای داد او در میان جیغ سربازه ها گم میشود...


هوووو....بی شعور


مگه خودت خواهر مادر نداری...


بی آبرو ******** بیرون...


وای نامحرم...


کثافت حمال...


(کل خانم ها به فرمانده فحش میدهند اما او همچنان با لبخندی بر لب و چشمانی گشاده ایستاده است!!)





...





بعد از ظهر


فرمانده: چیه؟ چرا همه نشستید؟


یه دقیقه اجازه بده، خب فریبا جان تو چی میخوری؟


جوجه بدون برنج


رژیمی عزیزم؟


آره، راستی ماست موسیر هم اگه داره بده میخوام شب ماسک بزنم.




...





شب در آسایشگاه


یک خانم بدو بدو میاد پیش فرمانده و ناز و عشوه میگه: جناب فرمانده، از دست ما ناراحتین؟


فرمانده: بله بسیار زیاد!


خب حالا واسه اینکه دوباره دوست بشیم بیایید تو آسایشگاه داره سریال فرار از زندان رو نشون میده، همه با هم ببینیم


فرمانده: برید بخوابید!! الان وقت خوابه!!


فرمانده میره تو آسایشگاه:


وا...عجب بی شعوری هستی ها، در بزن بعد بیا تو


راست میگه دیگه، یه یااللهی چیزی بگو


فرمانده: بلندشید برید بخوابید!


همه غرغر کنان رفتند جز 2 نفر که روبرو هم نشسته اند


فرمانده: ببینم چیکار میکنید؟


واستا ناخونای پای مهشید جون لاکش تموم بشه بعد میریم.


آره فری جون؛ صبر کن این یکی پام مونده


فرمانده: به من میگی فری؟؟ سرباز! بندازش انفرادی.


سرباز: آخه گناه داره، طفلکی

مهشید: ما اومدیم سربازی یا زندان! عجبا
                                                                    .................................................. .......


طبقه بندی: طنز،

تاریخ : یکشنبه 1392/02/8 | ساعت 12 و 50 دقیقه و 13 ثانیه | نویسنده : Immortal seven | نظرات
 
یک (روز) خانواده ی لاک پشتها تصمیم گرفتند که به پیکنیک بروند. از آنجا که لاک پشت ها به صورت طبیعی در همه ی موارد …

یک (روز) خانواده ی لاک پشتها تصمیم گرفتند که به پیکنیک بروند.
از آنجا که لاک پشت ها به صورت طبیعی در همه ی موارد یواش عمل می کنند، هفت سال طول کشید تا برای سفرشون آماده بشن!
در نهایت خانواده ی لاک پشت خانه را برای پیدا کردن یک جای مناسب ترک کردند.
در سال دوم سفرشان (بالاخره) پیداش کردند.
برای مدتی حدود شش ماه محوطه رو تمیز کردند، و سبد پیکنیک رو باز کردند، و مقدمات رو آماده کردند.
بعد فهمیدند که نمک نیاوردند!

پیکنیک بدون نمک یک فاجعه خواهد بود، و همه آنها با این مورد موافق بودند.
بعد از یک بحث طولانی، جوانترین لاک پشت برای آوردن نمک از خانه انتخاب شد.

سایت پاتوق۹۸ : لاک پشت کوچولو ناله کرد، جیغ کشید و توی لاکش کلی بالا و پایین پرید، گر چه او سریعترین لاک پشت بین لاک پشت های کند بود!

او قبول کرد که به یک شرط بره؛ اینکه هیچ کس تا وقتی اون برنگشته چیزی نخوره.
خانواده قبول کردن و لاک پشت کوچولو به راه افتاد.

سه سال گذشت … و لاک پشت کوچولو برنگشت. پنج سال … شش سال … سپس در سال هفتم غیبت او، پیرترین لاک پشت دیگه نمی تونست به گرسنگی ادامه بده.
او اعلام کرد که قصد داره غذا بخوره و شروع به باز کردن یک ساندویچ کرد.

در این هنگام لاک پشت کوچولو ناگهان فریاد کنان از پشت یک درخت بیرون پرید،« دیدید می دونستم که منتظر نمی مونید. منم حالا نمی رم نمک بیارم»!!!!!!!!!!!!!!!!!

نتیجه اخلاقی:
بعضی از ماها زندگیمون صرف انتظار کشیدن برای این می شه که دیگران به تعهداتی که ازشون انتظار داریم عمل کنن. آنقدر نگران کارهایی که دیگران انجام میدن هستیم که خودمون (عملا) هیچ کاری انجام نمی دیم.




طبقه بندی: طنز،

تاریخ : یکشنبه 1391/11/8 | ساعت 09 و 43 دقیقه و 54 ثانیه | نویسنده : Immortal seven | نظرات



مشترک گرامی چه خبر؟
مامان بابا خوبن؟،
علی کوچولو چه طوره؟
الهی ایرانسل قربونش بره.


مشترک گرامی با ۶۴۵۲۰۰ ریال شارژ دیگر برنده ۱۵۰ تومن شارژداخل شبکه بشوید!

مشترک گرامی چته؟
چرا تو فکری؟
عاشق شدی؟
آخه بدبخت! با این وضع گرونی کی عاشق می شه؟ ها؟


مشترک گرامی تو مسابقه ما شرکت کن با ۲۰ لیتر بنزین جایزه !
با این کار مشت محکمی تو دهن همراه اول بزن!


مشترک گرامی یه طرح دارم بهاره.
یکی سیم کارت بخر
یکی ببر
یکی میارم در خونتون
یکی می دم به عموتون
یکی هم واسه عمتون


شونصدمین جشنواره ایرانسل در قلی آباد خرمن دشت. از 1 فروردین لغایت 29 اسفند هر سال ، با خرید هر سیم کارت ایرانسل هفتاد سیم کارت اعتباری جایزه بگیرید. همه روزه از ساعت 1 نصف شب تا 2 ظهر و از 2 ظهر تا 1 نصف شب. شما می توانید با پرداخت سالیانه مفت هزار ریال از کلیه خدمات ایرانسل برخوردار شوید..


ستخر سیم کارت ایرانسل افتتاح شد. شما می توانید در این استخر که از سیم کارت پر شده است، شنا کنید و به از هر کجا به کجای ایران فقط دقیقه ای هفتصد میلیون تومان تماس بگیرید.


سیم کارت یک بار مصرف و بهداشتی ایرانسل به بازار آمد. این سیم کارت ها را بعد از هر بار استفاده بشکنید و دور بریزید. و سیم کارت دیگری با میلیونها جایزه ارزنده و نفیس دیگر جایزه بگیرید.



طبقه بندی: طنز،

تاریخ : پنجشنبه 1391/06/23 | ساعت 10 و 45 دقیقه و 25 ثانیه | نویسنده : Immortal seven | نظرات
تاحالادقت کردین؟!


دقت کردین نشده یه بار این جعبه دستمال کاغذی رو باز کنیم، برگ اولش درست مثل بچه آدم بیاد بیرون؟!
دقت کردین این روزها اگر ده تا سنگک بخری، ملت یه جوری نگاه می کنن انگار پرادو سوار شدی!
دقت کردین همیشه وقتی حوله رو تو حموم می خوای برداری یکی از لباسات میفته رو زمین خیس میشه؟!
دقت کردین دو ساعت درس میخونی ساعتو نگاه می کنی میبینی نیم ساعت گذشته! نیم ساعت میای پای کامپیوتر ساعت رو نگاه می کنی می بینی دو ساعت گذشته؟!
دقت کردین تا مترو می ایسته همه عین دونده ها می دون به سمت پله ها بعد که می رسن بالا قدم می زنن!
دقت کردین هیچ لذتی مثل این نیست که دو روز تخمه خورده باشی، امروز یکی اش رو روی فرش پیدا کنی
دقت کردی وقتی میخوای فیلم ببینی هر چی داری آشغال به نظر میاد! حالا میخوای هاردو خالی کنی همش خوب میشه؟!

دقت کردین تو این فیلم ها که نشون میدن هر کی می افته تو آب اصلا شنا بلد نیست ولی اون که بیرون واستاده در حد یک غریق نجات کامله!
دقت کردین اینایی که میرن کلاس گیتار، بدون استثنا اولین آهنگی که یاد میگیرن آهنگ تکراری و ضایع «اگه یه روز بری سفر» است؟ از اساتید محترم خواهشمندیم کمی تنوع به خرج بدید...
دقت کردین بیشتر مواقع احساس می کنیم گوشیمون زنگ خورده بعد که نگاه می کنیم می بینیم یه توهم ویبره ای بیش نبوده؟!



طبقه بندی: طنز،

تاریخ : پنجشنبه 1391/06/23 | ساعت 10 و 44 دقیقه و 12 ثانیه | نویسنده : Immortal seven | نظرات
پشتِ سره هر مرده موفق هیچ چیزی نیست ،
زرنگ بوده
چسبیده به زندگیش
پولاشو جمع کرده
زندگیش روبراه شده !
.

.
الان نزدیک به نیم ساعته که ایرانسل بهم اس نزده، دلم شور میزنه!
.

.
چنگیز خان مغول و هیتلر دو تاشون با هم به اندازه پراید آدم نکشتن !!!
.

.
یه پسرخاله دارم به باباش میگه پدر، به مامانشم مادر، میریم خونشون انگار داریم فیلم هندی می بینیم
.

.
اینجا ؛ همه ی نسل ها ؛ نسل سوخته هستند …
فقط درصد سوختگی فرق می کند و محــلش…
.

.
موقع درس خوندن پرزهای موکت هم واسه آدم جذاب می شه. دوست داری ساعت ها بشینی بهشون نگاه کنی!
.

.
اگه سال تا سال یه قرون تو جیبت نباشه مامان و بابات نمی فهمند، کافیه یه نخ سیگار تو جیبت باشه همه عالم میفهمن!
.

موقع فوتبال نگاه کردن هشتاد دقیقه میشینی چش تو چش تلویزیون هیچ اتفاقی نمی افته، یه دقیقه میری دستشویی، میای میبینی بازی دو دو تموم شده!
.

.
هـَپـَلبـُلـِت مـُمالـَک چیست؟
عبارتی که دخترا روز تولد دوستشون به هم اس ام اس میدن یا کامنت میذارن !
.

.
ضایع یعنی اینکه فامیلیت قاسمی باشه
باباتم اسمتو گذاشته باشه “میرزا” !
.

.
کاش میشد چندتا Angry Bird داشته باشی
هر کسی که رو اعصابته ول کنی تو سر و صورتش . . .
.

.
واقعا چرا راننده تاکسیا فکر می کنن اگه ما خورد داشتیم، نمیدادیم؟!
.

.
بزرگترین مزیت آقایان این است که عمه نمیشوند !
.

.
لذتی که توی باز و بسته کردن درِ باتریِ کنترل تلویزیون موقعِ تماشای تلویزیون هست،
توی تماشای خود تلویزیون نیست !
.
.
.
نفهمی دردیست که فرد را نمی کشد اما اطرافیان را دق مرگ می کند . . .
.
.
.
گاهی مجبورین با بعضیا موافقت کنین فقط به خاطر اینکه خفه شن !!!
.
.
.
یه بچه هم نداریم وقتی میریم مهمونی شیطونی کنه
ما هم بزنیم زیر گوشش بشینه زار زار گریه کنه
بعد خانمم بیاد از بچه دفاع کنه یکی هم بزنیم زیر گوش اون،
که دیگه تو مسائل پدر و فرزندی دخالت نکنه …!!
.
.
.
دلداری غضنفر به پسرش موقع آمپول زدن :
هرچی کمتر بهش بیشتر فکر کنی، بیشتر دردش کمتر میشه … !
.
.
.
یعنی استرسی که بابام موقع رانندگی به من میده ها
آزمون فوق دکترای دانشگاه آکسفورد به آدم نمیده …
.
.
.
یه آنتی ویروس ریختم رو کامپیوترم ، خدا روز بد نیاره
دیگه کم مونده جلوش که عطسه می کنم کامپیوترمو ریبوت کنه عقده ای . . .
.
.
.
سشمشئ ذث ذشط ث لخیبشفاثق یخسثفخد یشقشئ ساشیهی لا
خیلی جک باحالیه ، حواسم نبود Alt+Shift رو بگیرم …
.
.
.
این همه میگن سرویس بهداشتی دروغه ها باور نکنین!
من خودم شخصا چند باری رفتم
کاملا غیر بهداشتیه !
.
.
.
میگه به خدا راست میگم. طرف میگه نه، اگه راست میگی بگو به جون مامانم!!
.
.
.
از مزایای اینترنت در ایران اینه که می*تونید در زمان لود شدن برید توالت و حتی حموم !
شایدم یکی از فامیلامون تو این فاصله بچه دارشد!!
.
.
.
الان یه پرتقال خوردم ، مزه ی نارنگی میداد …
یادش بخیر قدیما حداقل میوه ها فتوشاپ نبودن !
.
.
.
شوهر – بریم بیرون یه چیزی بخوریم
زن – نه من شام درست کردم.
شوهر – واسه همین گفتم!
.
.
.
خیلی دوست دارم یکی بهم بگه “قدر این روزاتونو بدونید”
بعد بزنم پس گردنش و بگم دقیقا کدوم روزا؟
نشون بده با دست!
.
.
.
هنوزم که هنوزه ، هستند کسایی که وقتی میخوای بری بیرون
میـپـرسن: ” کجا !؟ “
و بلافاصله بعد از شنیدن جواب ” میــــرم بیرون “
از جانب شما قانع شده و به آرامش خاصی میرسند !
.



طبقه بندی: طنز،

تاریخ : پنجشنبه 1391/06/23 | ساعت 10 و 43 دقیقه و 36 ثانیه | نویسنده : Immortal seven | نظرات
سوتی های ناب

پدر بزرگم خیاطه یه روز تعریف میکرد که یه گدا اومد مغازه منم گفتم پول ندارم اونم گفت پس شلوار بده
:ندارم
:پس کت بده
:ندارم
میگه یه نگاهی بهم کرد گفت پس مغازه رو ببند با هم بریم گدایی
من:|
اون





یادم میاد 6-7 سالم بود فک و فامیل خونمون ناهار جمع بودن خلاصه موقع ناهار بود که با بچه های فامیل دیدیم داییم یه طوری نشسته شلوارش از پشت رفته پایین اون خط مبارک باسنش افتاده بیرون با یه جنگل پشمو پیلی ! منم از همه بچه ها کوچیکتر بودم اونا هم منو شیر کردن که یه لیوان آب بریزم اون تو ! ازونا اصرار از من انکار خلاصه با وعده و وعید خر شدم رفتم ماموریت رو انجام دادم ! آقا دایی مارو میگی اینگار که برق سه فاز گرفتتش سر سفره
منم کتکی خوردم از بابام که دیگه فرق خر با خان دایی رو تشخیص نمیدادم او بچه های فامیل هم به هیچ کدوم از وعده و وعیدا عمل نکردن نامردا !









چند هفته پیش یه فکری به ذهنم رسید خودم خیلی باش حال کردم
برنامه ای رو که اجرا کردم این بود.
اول یک برنامه تغییر صدا دانلود کردم که صدامو تغییر بدم و باهاش صدا مجری رادیو در بیارم . خلاصه سوالارو با صدای اوون یارو پرسیدم بعد خودم جواب سوالاشو با صدای خودم دادم
سوالا هم در مورد این بود که مثلا من یه اختراع مهم کردم...
خلاصه این فایل آماده شد و ریختم رو گوشیم
رفتم پیش خانواده گفتم رادیو ساعت 3/5 باهام مصاحبه کردن
بابام هنگ کرد و می پرسید برا چی آخه؟
گفتم حالا می بینید دیگه
ساعت 3/5 شد با FM transmitter اجراش کردم
رادیو آوردم و گذاشتم رو اون موج
آقا بابام بنده خدا بدجور شوکه شد (اینم بگم از این چیزا استفاده نمی کنه سنش بالاس) آخرش اشک شوق می ریخت می گفت بابا فرمول این چیزیو که ساختی به کسی نگی ...






پشت فرمون بودم داشتم از یه کوچه تنگ رد میشدم که یهو یه ماشینه از پارکینگ اومد بیرون مجبور شدم وایسم تا اون بره (چون ماشینش نصف کوچرو گرفته بود)، رانندش یه دختره بود...
پیاده شد از ماشین که بره در پارکینگ رو ببنده منم وایساده بودم که بیاد بشینه تو ماشین راه بیوفته منم حرکت کنم...
یهو دیدم دوست دخترم داره زنگ میزنه!!! گوشیو برداشتم گفتم جانم؟؟؟
گفت کجایی؟؟ گفتم تو خیابون... دوست دخترم: دروغ
میگی، پس چرا صدا خیابون نمیاد؟؟ یه بوق بزن ببینم؟؟
منم یه بوق زدم یهو اون دختره راننده اون ماشینه که از پارکینگ اومده بود بیرون داد زد که : واایــــسا دیگــــــــه گل پسر الان در رو میبندم میام...
دوست دخترم: ااااااای کثااافت بیشرف صدای کی بود؟؟؟ با کدوم ... خانومی رفتی تو خونه که داره در پارکینگو میبنده بیاد؟؟؟ خیلی آشغالی دیگه زنگ نزن به من عـــــوضی...




پسر عمم با یه دختره دوس شده بود فک کنم اولین بارش بود؛ میخواستن برن کافی شاپ؛ بهم اس داد گفت چی بخوریم که هم باکلاس باشه هم ارزون؛ من فینگلیش اس دادم moz bastani (موز بستنی) بخور؛ رفته بود هرکافی شاپی پرسیده بود بهش خندیدن گفتن نداریم؛آخرش فهمیدم میگفته موز باستانی دارین؟
یعنی اینا لکه ننگ فامیلنا






من یه دوستی داشتم این بنده خدا چشاش خیلییی ضعیف بود. اینا یه شب قرار بوده برن فرودگاه استقبال دایییش که یه 10سالی بوده رفته بوده المان و تو این 10 سال دوسته من مهشید خیلی اصرار کرده بوده که دایییش بیاد ایران چون خیلی خیلی دوسش داشت خلاصه اون شب اینا میان حاضر شن برن فرودگاه که زنگ خونشونو میزنن مهشیدم حول میشه بدون عینک میدو میگه دایییه میخواسته غافلگیرمون کنه خلاصه درو باز میکنه میپره بغل یارو دبووووووووس کن....بعد 5مین میفمه باباش میگه ابرمو بردی این اقای سعادتی همکارمه...



طبقه بندی: طنز،

تاریخ : پنجشنبه 1391/06/23 | ساعت 10 و 42 دقیقه و 47 ثانیه | نویسنده : Immortal seven | نظرات
خاطراتِ تهران محاله یادم بره , اونهمه عشق و حال محاله یادم بره !

[آواز دست جمعی سران غیرمتعهدها داخل اتوبوس - پایانِ اجلاس



***************


البته منم تا شنیدم گفتم شایعه است ، ولی بعضی از بچه ها میگن برای خودشون اتفاق افتاده ...
مثه اینکه تازگیا ایرانسل میس کال هم میندازه !!!



***********


دختره شمارمو شانسی گرفته میگه:میخوام بیشتر باهات آشنا بشم،میشه اسمتو بگی
با خودم گفتم بذار یکـم بـلاسـیم با هم بخندیم
گفتم:سید موسی علمداری هستم،تو سازمان اطلاعات کار می کنم،
الان 3هفتس گوشیش خاموشه :| :| :| =)))))))))))))



**************


پی ام سی آهنگ inna رو نشون میدادمامانم پرسید خواننده ش کیه؟
گفتم inna !
گفت آره همین
پرسیدم خواننده ش کیه؟
گفتم inna دیگه
گفت بیشعور دفه آخرت باشه مسخرم میکنی.
سوال میپرسم درست جواب بده لامصـــب :|
مامانمونم بی اعصابه



طبقه بندی: طنز،

تاریخ : پنجشنبه 1391/06/23 | ساعت 10 و 40 دقیقه و 47 ثانیه | نویسنده : Immortal seven | نظرات

 

وقتی پای آمار و ارقام به میان می‌آید،‌ بحث جدی می‎شود. همین آمار و ارقام به پزشکان کمک می‌کنند که بهترین درمان را برای یک بیماری خاص انتخاب کنند، یا به کارگزاران بورس نشان می‌دهند که بهتر است پول خود را کجا سرمایه‌گذاری کنند، یا به رهبران سیاسی کمک می‌کنند بهترین سیاست‌ها را در موارد مختلف انتخاب کنند.اما همه آمارهایی که در دنیا به دست می‌آیند از این قبیل نیست و لازم نیست با تعجب یا ابروهای گره خورده به آن‌ها خیره شوید تا سر در بیاورید که دقیقا چه جیزی را نشان می‌دهند، یا این که آن‌قدر حوصله‌تنان را سر ببرند که ترجیح بدهید دیگر به آن‌ها نگاه نکنید و خمیازه کشیدن را شروع کنید!

لایفز لیتل میستریز فهرستی از آمارهای عجیب و غریبی را منتشر کرده که به همین زندگی روزمره ما مربوط می‌شوند و ارایه آنها در قالب آمار در درجه اول عجیب به نظر می‌رسد،‌ اما اطلاعاتی که در مورد زندگی اطراف ما به تصویر می‌کشند، از آن هم عجیب‌تر است.

۱٫ احتمال پیدا کردن کنترل از راه دور تلویزیون در بخش‌های مختلف خانه
در سال گذشته، مطالعه‌ای که توسط لاجیتک، تولیدکننده لوازم رایانه و کنترل‌های از راه دور، انجام شد، نشان داد احتمال یافتن کنترل از راه دور تلویزیون بین بالشتک‌های مبلمان منزل ‌۵۰ درصد است. در این بین، ۴ درصد از کنترل‌های گم‌شده در یخچال و یا فریزر و ۲ درصد در بیرون از خانه، مثلا در خودرو پیدا می‌شوند.

۲٫ خطرهای ماهیگیری
معمولا تصور غالب این است که ماهیگیری تفریحی آرام‌بخش است، ‌بماند که برخی فکر می‌کنند کاری بسیار کسل‌کننده است، اما آمارهای لابور در آمریکا نشان می‌دهند که ماهیگیری ‌یکی از پرخطرترین مشغولیت‌های انسان‌ها است. در سال ۲۰۰۸/ ۱۳۸۷،‌ میزان جراحت‌های مرگ‌بار در بین کسانی که برای ماهیگیری رفته بودند و کسانی که در این حوزه به کار مشغولند، ۱۲۸٫۹ مرگ در هر ۱۰۰ هزار مورد بود. این رقم در آمریکا خیلی بیشتر از آمار مرگ‌ومیر در بین رانندگان خودروهای سنگین،‌ کسانی که پشت‌بام‌ها را نصب یا تعمیر می‌کنند، افرادی که در کار نصب خطوط برق هستند و حتی کارگران معدن است. در همه این موارد،‌ میزان مرگ کم‌تر از ۳۵ مورد در ۱۰۰ هزار کارگر است. تفاوت چشمگیری است، آن هم برای یک تفریح سالم و پر از آرامش!

۳٫ میت یا میتنز
آمارها نشان می‌‌دهد که ۲ درصد از مردم بزرگسال آمریکا باور دارند که نام کوچک واقعی کاندیدای ریاست‌جمهوری جمهوری‌خواهان، یعنی میت رومنی، میتنز است. تنها ۶ درصد از آمریکایی‌ها می‌دانستند که اسم واقعی فرماندار سابق ماساچوست،‌ در حقیقت ویلارد است.

۴٫ اینترنت‌گردی به شیوه مخصوص
وقتی اسم اینترنت آورده می‌شود،‌ قبل از هر چیزی یاد چه مواردی می‌افتید؟ جستجو؟ گوگل؟ یاهو؟ ای‌میل؟ مطالعه پروژه زندگی آمریکایی‌ها و اینترنت نشان می‌دهد که ۸ درصد از افرادی که از اینترنت استفاده می‌کنند،‌ از موتورهای جستجوگر و سرویس‌های ای‌میل استفاده نمی‌کنند. به احتمال زیاد،‌ این حجم از کاربران اینترنت‌ که تعداد قابل توجهی هم هستند، روش‌های خاص خود را برای استفاده از اینترنت دارند،‌ مثلا شاید آدرس‌ها را به طور دستی تایپ می‌کنند.

۵٫ سرعت غذا خوردن
تا به حال حساب کرده‌اید که به طور میانگین، چه‌قدر از شبانه‌روز را به خوردن مشغولید؟ مطالعات اخیر سازمان رشد و همکاری اقتصادی نشان می‌دهد که آمریکایی‌ها به طور متوسط در هر روز یک ساعت و ۱۴ دقیقه را صرف غذا خوردن می‌کنند. به نظرتان این رقم کم است یا زیاد؟ در واقع آمریکایی‌ها در مقایسه با ۳۴ کشور دیگری که در این مطالعه مورد بررسی قرار گرفتند، از همه سریع‌تر غذا می‌خورند. ترک‌ها بیشترین زمان را صرف غذا خوردن می‌کنند:‌ روزی ۲ ساعت و ۴۵ دقیقه. در رده بعدی، فرانسوی‌های معروف به غذا خوردن‌های مفصل و طولانی قرار می‌گیرند که به طور میانگین روزانه ۲ ساعت و ۱۵ دقیقه را پشت میز به خوردن مشغولند.

۶٫ عدد بدشانسی: ‌۱۳
در سال ۱۹۹۳/۱۳۷۲، گروهی از محققین حوزه پزشکی در انگلستان به این نتیجه رسیدند که تصادف‌هایی که در روز جمعه سیزدهم ماه اتفاق می‌افتند،‌ در مقایسه با روز جمعه، ششم ماه، ۵۲ درصد بیشتر منجر به آسیب‌هایی می‌شوند که نیاز به بستری شدن در بیمارستان دارد. آن‌ها مطالعه خود را در بزرگراه ام.۲۵ لندن طی ۵ ماه خاص انجام دادند که یکی از جمعه‌های آن مقارن با روزسیزدهم ماه بود و نتایج به دست آمده را با آمار روزهای جمعه دیگر آن ماه‌ها مقایسه کردند. در نهایت هم نتایج را در مجله بریتیش مدیکال به چاپ رساندند. با این که هدف آن‌ها این بود که نشان بدهند وقتی جامعه آماری در مطالعه‌ای محدود باشد، ‌نتایج غیرقابل استناد خواهند بود،‌ اما این نتایج فقط مورد توجه کسانی قرار گرفت که عدد ۱۳ را بدشانس می‌دانستند و از آن می‌ترسیدند!

۷٫ احتمال مرگ بر اثر سقوط زباله‌های فضایی
تخمین زده می شود که تعداد زباله‌های فضایی که در مدار دور زمین قرار گرفته‌‌اند، حدود نیم میلیون قطعه باشد که کوچکترین آن‌ها در حدود ۱٫۲۷ سانتیمترعرض دارد. اگر بر حسب اتفاق یکی از این قطعات وارد جو زمین شود،‌ با احتمال بالایی کاملا درون جو می‌سوزد و به غبار تبدیل می‌شود. اما اگر این اتفاق نیافتد و تکه زباله فضایی سالم به سطح زمین برسد،‌ آن‌ وقت به شدت با زمین برخورد می‌کند و اگر یک نفر بر حسب اتفاق آن‌جا باشد، ‌به شدت آسیب می‌بیند.

اما چه‌‌قدر احتمال دارد که این اتفاق بیافتد؟ مدیر دفتر اوربیتال دبریس (زباله‌های مداری) در آژانس فضایی اروپا، هاینر کلینک‌راد معتقد است که با احتمال یک در صدمیلیارد، ممکن است که امسال شما بر اثر سقوط یک زباله فضایی به سختی مجروح شوید. بنابراین، ‌اگر عمر یک نفر را به طور متوسط ۷۰ سال در نظر بگیریم، هر کس در طول عمر خود با احتمال یک در یک میلیارد ممکن است بر اثر برخورد شدید یک زباله فضایی روانه بیمارستان شود.




طبقه بندی: طنز،

تاریخ : چهارشنبه 1391/04/7 | ساعت 12 و 44 دقیقه و 22 ثانیه | نویسنده : Immortal seven | نظرات

جریان خنده دار آقا دیب دارین؟؟؟  - www.taknaz.ir

یارو زبونش می‌گرفته،

میره داروخونه می گه: آقا دیب داری؟

کارمند داروخونه می گه:

دیب دیگه چیه؟

یارو جواب می ده: دیب

دیگه. این ورش دیب داره، اون ورش دیب داره.

کارمنده می گه: والا ما

تا حالا دیب نشنیدیم. چی هست این دیب؟

یارو می گه: بابا دیب،

دیب!

طرف می‌بینه نمی فهمه،

می ره به رئیس داروخونه می گه.

اون میآد می پرسه: چی

می‌خوای عزیزم؟

یارو می گه: دیب!

رئیس می پرسه: دیب دیگه

چیه؟

یارو می گه: بابا دیب

دیگه. این ورش دیب داره، اون ورش دیب داره.

رئیس داروخونه می گه:

تو مطمئنی که اسمش دیبه؟

یارو می گه: آره بابا.

خودم دائم مصرف دارم. شما نمی‌دونید دیب چیه؟

رئیس هم هر کاری می‌کنه،

نمی تونه سر در بیاره و کلافه می شه.

یکی از کارمندای داروخونه

میآد جلو و می گه: یکی از بچه‌های داروخونه مثل همین آقا زبونش می‌گیره.

فکر کنم بفهمه

این چی می‌خواد. اما الان شیفتش نیست.

رئیس داروخونه که خیلی

مشتاق شده بود بفهمه دیب چیه، گفت: اشکال نداره. یکی بره دنبالش، سریع

برش داره بیارتش.

می‌رن اون کارمنده رو

میارن. وقتی می رسه، از یارو می‌پرسه: چی می خوای؟

یارو می گه: دیب!

کارمنده می گه: دیب؟

یارو: آره.

کارمنه می گه: که این

ورش دیب داره، اون ورش دیب داره؟

یارو میگه: آره،

همونه.

کارمند میگه: داریم! چطور

نفهمیدن تو چی می خوای!؟

همه خیلی خوشحال شدن که

بالاخره فهمیدن یارو چی می خواد. کارمنده سریع می ره توی انبار و دیب رو میذاره توی

یه کیسه نایلون مشکی و میاره می ده به یارو و اونم می ره پی کارش.

همه جمع می شن دور اون

کارمند و با کنجکاوی می‌پرسن: چی می‌خواست این؟

کارمنده می گه: دیب!

می‌پرسن: دیب؟ دیب دیگه

چیه؟

می گه: بابا همون که این

ورش دیب داره، اون ورش دیب داره!

رئیس شاکی می شه و میگه:

اینجوری فایده نداره. برو یه دونه دیب ور دار بیار ببینیم دیب چیه؟

کارمنده می گه: تموم شد.

آخرین دیب رو دادم به این بابا رفت!

.

.

.

.

.

.

*دلم خنک شد، آخر نفهمیدین دیب چیه*




طبقه بندی: طنز،

تاریخ : شنبه 1390/11/15 | ساعت 08 و 54 دقیقه و 56 ثانیه | نویسنده : Immortal seven | نظرات

قضاوت با شما ، حق این دانش آموز صفر است یا بیست؟!


نمره ی این دانش آموز صفر شد ولی از نظر من نمره اش بیست است!

قضاوت با شما ، حق این دانش آموز صفر است یا بیست؟!

درکدام جنگ ناپلئون مرد؟

در اخرین جنگش

اعلامیه استقلال امریکا درکجا امضاشد؟

در پایین صفحه

علت اصلی طلاق چیست؟

ازدواج

علت اصلی عدم موفقیتها چیست؟

امتحانات

چه چیزهایی را هرگز نمی توان درصبحانه خورد؟

نهار و شام

چه چیزی شبیه به نیمی از یک سیب است؟

نیمه دیگر ان سیب

اگر یک سنگ قرمز را در دریا بیندازید چه خواهد شد؟

خیس خواهد شد

یک ادم چگونه ممکن است هشت روز نخوابد؟

مشکلی نیست شبها می خوابد

چگونه می توانید فیلی را با یک دست بلند کنید؟

شما امکان ندارد فیلی را پیدا کنیدکه یک دست داشته باشد

اگر در یک دست خود سه سیب و چهارپرتقال و در دست

دیگر سه پرتقال و چهار سیب داشته باشید

کلا چه خوهید داشت؟

دستهای خیلی بزرگ

اگر هشت نفر در ده ساعت یک دیوار را بسازند

چهارنفر ان را درچند ساعت خواهند ساخت؟

هیچچی چون دیوار قبلا ساخته شده

چگونه می توانید یک تخم مرغ خام را به زمین بتونی بزنید بدون ان که ترک بردارد؟

زمین بتونی خیلی سخت است و ترک بر نمی دارد




طبقه بندی: طنز،

تاریخ : شنبه 1390/10/10 | ساعت 11 و 35 دقیقه و 18 ثانیه | نویسنده : Immortal seven | نظرات

دختر بودن یعنی تمام عمر پای آینه بودن!

دختر بودن یعنی پنکک زدن به جای صورت شستن!

دختر بودن یعنی کله قند و لی لی لی لی …

دختر بودن یعنی پس این چایی چی شد؟؟!

دختر بودن یعنی الگوی خیاطی وسط مجله های درپیت

دختر بودن یعنی همونی باشی که مادر و خاله و عمه ت هستن

دختر بودن یعنی انتظار خاستگار مایه دار!

دختر بودن یعنی چرا خونه اونقد کثیفه ؟؟!

دختر بودن یعنی دختر و چه به رانندگی؟ تو باید ماشین ظرفشویی برونی !

دختر بودن یعنی باید فیلم مورد علاقه تو ول کنی پاشی چایی بریزی!

دختر بودن یعنی نخواستن و خواسته شدن!

دختر بودن یعنی حق هر چیزی رو فقط وقتی داری که تو عقدنامه نوشته باشه!

دختر بودن یعنی شنیدی شوهر سیمین واسه ش یه سرویس طلا خریده ۱۲ میلیون؟

دختر بودن یعنی ببخشید میشه جزوه تونو ببینم؟!

دختر بودن یعنی به به خانوم خوشگل….هزار ماشالااااااا…

دختر بودن یعنی برو تو ، دم در وای نستا!

دختر بودن یعنی لباست ۴ متر و نیم پارچه ببره!

دختر بودن یعنی خوب به سلامتی لیسانس هم که گرفتی دیگه باید شوهرت بدیم!

دختر بودن یعنی کجا داری میری؟!

دختر بودن یعنی تو نمیخواد بری اونجا ، من خودم میرم!

دختر بودن یعنی کی بود بهت زنگ زد؟! با کی حرف میزدی؟! گوشیت و بده ببینم !

دختر بودن یعنی خیلی خودسر شدی!

دختر بودن یعنی اول ناموس پدر و برادر بعد هم ناموس شوهر !

دختر بودن یعنی با لباس سفید اومدن با کفن رفتن !

دختر بودن یعنی چون پیر شدم میخواد طلاقم بده رفته صیغه کرده !

دختر بودن یعنی فقط میتونی معشوق باشی..عاشق شدن هرگز !

دختر بودن یعنی اجازه گرفتن واسه هرچی ، حتی نفس کشیدن !!

دختر بودن یعنی وا یعنی چی کتکت میزنه مگه کم تو خونه از بابات خوردی..برو سر خونه زندگیت..مردم حرف در نیارن !!! …




طبقه بندی: طنز،

تاریخ : چهارشنبه 1390/06/2 | ساعت 14 و 06 دقیقه و 16 ثانیه | نویسنده : Immortal seven | نظرات

محمد الزغبی، یکی از مفتیان وهابی کشور مصر در فتوایی جدید خوردن گوشت جن را حلال اعلام کرده است. این مفتی وهابی گفته: «دلیل بنده برای حلال دانستن خوردن گوشت جن این است که اجنه در شکل شتر و چارپایان ظاهر می‌شوند. بر همین اساس نماز خواندن در جایی که شتر وجود دارد نیز جایز نیست زیرا محل تجمع عفریت‌هاست. خوردن گوشت شتر جن‌زده نیز جایز است، زیرا به صورت همیشگی درون بدن انسان یا حیوانات نمی‌ماند.»

خواندن خبر مربوطه چند سؤال و مسئله را در ذهنم ایجاد کرد که بدین وسیله به اطلاع عموم مفتیان وهابی و... به جهت پاسخگویی معروض می‌دارم.

1-آیا اگر جایی که شتر باشد در واقع محل تجمع عفریتان می‌شود، بهتر نیست جلویشان نماز بخوانیم تا بلکه به راه راست هدایت شوند؟

2-اگر جنی عوض شتر، به مرغ وارد شود و مرغ مربوطه تخم کند، تکلیف «تخم جن» به دست آمده چیست. آیا نیمرو کردنش کراهت دارد؟ اگر مقلدان‌تان به نیمروی تخم‌جن، رب گوجه فرنگی اضافه کنند چه حکمی خواهد داشت؟ 3-اگر جنی را که در شتر وارد شده، پیروان‌تان بخورند، جن مأکول از چه راهی دفع می‌شود؟ آیا مصرف مسهل ضروری است؟ 4-فرض می‌کنیم جنی وارد شتر شده باشد. پیروان شما که شتر را یکجا قورت نمی‌دهند. بخشی از گوشت شتر را ممکن است بخورند. در این صورت کدام عضو جن را خورده‌اند؟ آیا ران شتر جن‌زده دقیقاً حاوی ران جن مذکور است؟ یا ممکن است یک جای دیگر جن در آن باشد؟

۵- اگر از قضای روزگار شتر جن‌زده، شتر نجاستخوار هم باشد چه حکمی دارد؟  




طبقه بندی: طنز،

تاریخ : سه شنبه 1390/06/1 | ساعت 15 و 25 دقیقه و 24 ثانیه | نویسنده : Immortal seven | نظرات

روزی روزگاری یک زن آمریکایی قصد میکنه یک سفر دو هفته ای به ایتالیا داشته باشه…

شوهرش اون رو به فرودگاه می رسونه و واسش آرزوی می کنه که سفر خوبی داشته باشه…


زن جواب میده ممنون عزیزم ، حالا سوغاتی چی دوست داری واست بیارم؟

مرد می خنده و میگه : “یه دختر ایتالیایی”

زن هیچی نمیگه و سوار هواپیما میشه و میره …

دو هفته بعد وقتی که زن از مسافرت برمی گرده ،

مرد توی فرودگاه میره استقبالش و بهش میگه : خب عزیزم مسافرت خوش گذشت؟

زن : ممنون ، عالی بود!

مرد می پرسه : خب سوغاتی من چی شد؟

زن : کدوم سوغاتی؟

مرد : همونی که ازت خواسته بودم… دختر ایتالیایی!!

زن جواب میده: آهان! اون رو میگی؟ راستش من هر کاری که از دستم بر می آمد انجام دادم!


حالا باید 9 ماه صبر کنم تا ببینم پسر میشه یا دختر؟

نتیجه گیری مهم این داستان :

هیچ وقت سعی نکن که یک زن رو تحریک کنی! اون ها به طرز وحشتناکی باهوش هستند!!!




طبقه بندی: طنز،

تاریخ : سه شنبه 1390/05/25 | ساعت 15 و 19 دقیقه و 34 ثانیه | نویسنده : Immortal seven | نظرات

کسی که سخنانش نه راست است و نه دروغ ، فیلسوف است.


کسی که راست و دروغ برای او یکی است متملق و چاپلوس است.


کسی که پول میگیرد تا دروغ بگوید دلال است.


کسی که دروغ می گوید تا پول بگیرد گداست.


کسی که پول می گیرد تا راست و دروغ را تشخیص دهد قاضی است.


کسی که پول می گیرد تا راست را دروغ و دروغ را راست جلوه دهد وکیل است.


کسی که جز راست چیزی نمی گوید بچه است.


کسی که به خودش هم دروغ می گوید متکبر و خود پسند است.


کسی که دروغ خودش را باور می کند ابله است.


کسی که سخنان دروغش شیرین است شاعر است.


کسی که اصلا دروغ نمی گوید مرده است.


کسی که دروغ می گوید و قسم هم می خورد بازاری است.


کسی که دروغ می گوید و خودش هم نمی فهمد پر حرف است.


کسی که مردم سخنان دروغ او را راست می پندارند سیاستمدار است.


کسی که مردم سخنان راست او را دروغ می پندارند و به او می خندند دیوانه است.




طبقه بندی: طنز،

تاریخ : سه شنبه 1390/05/25 | ساعت 15 و 16 دقیقه و 45 ثانیه | نویسنده : Immortal seven | نظرات
نگاهی به درخت ســـیب بیندازید. شاید پانـــصد ســـیب به درخت باشد که هر کدام حاوی ده دانه است. خیلی دانه دارد نه؟ ممکن است بپرسیم «چرا این همه دانه لازم است تا فقط چند درخت دیگر اضافه شود؟»
دانه سیب

اینجا طبیعت به ما چیزی یاد می دهد. به ما می گوید:

«اکثر دانه ها هرگز رشد نمی کنند. پس اگر واقعاً می خواهید چیزی اتفاق بیفتد، بهتر است بیش از یکبار تلاش کنید.»

از این مطلب می توان این نتایج را بدست آورد:

- باید در بیست مصاحبه شرکت کنی تا یک شغل بدست بیاوری.

- باید با چهل نفر مصاحبه کنی تا یک فرد مناسب استخدام کنی.

- باید با پنجاه نفر صحبت کنی تا یک ماشین، خانه، جاروبرقی، بیمه و یا حتی ایده ات را بفروشی.

- باید با صد نفر آشنا شوی تا یک رفیق شفیق پیدا کنی.

وقتی که «قانون دانه» را درک کنیم دیگر ناامید نمی شویم و به راحتی احساس شکست نمی کنیم.

قوانین طبیعت را باید درک کرد و از آنها درس گرفت.

در یک کلام:

افراد موفق هر چه بیشتر شکست می خورند، دانه های بیشتری می کارند.


همه امور به هم مربوطند

آیا دقت كرده اید كه هر وقت به طور منظم ورزش می كنید، میل به غذاهای سالم تر و بهتر دارید؟

آیا دقت كرده اید كه وقتی غذاهای سالم تر و بهتری می خورید انرژی بیشتری دارید و طبعاً دوست دارید كه ورزش كنید؟

همه چیز در زندگی به هم مربوط است. روش تفكر شما روی روحیة شما مؤثر است، روحیة شما بر نوع راه رفتن تان مؤثر است، راه رفتن شما روی نحوة گفتارتان اثر می گذارد، روش حرف زدن تان روی طرز فكرتان مؤثر است!

تلاش برای پیشرفت در یك بُعد زندگی بر سایر ابعاد زندگی اثر می گذارد.

وقتی در خانه خوشحال هستید، در محل كار نیز احساس شادی بیشتری خواهید كرد و وقتی سر كار شاد باشید در خانه نیز شاد خواهید بود.

اینها به چه معناست؟

- اینكه برای پیشرفت در زندگی می توانید از هر نقطه مثبتی شروع كنید. می توانید با برنامه ای برای پس انداز، نوشتن لیست اهداف تان، رژیم غذایی یا تعهد برای گذراندن وقت بیشتر با فرزندانتان شروع كنید. این كار مثبت منجر به نتایج مثبت دیگر هم می شود، چونکه همه امور به هم مربوطند.

- مهم نیست كه تلاشی كه جهت «پیشرفت» می كنید كجا صرف می شود. مهم این است كه شروع كنید.

- عكس این قضیه هم صادق است. یعنی اگر یك بعد زندگی شما خراب شد، سایر ابعاد هم به زودی خراب می شود. باید به این مسأله دقت خاصی داشته باشید.

در یک کلام

هر كاری كه انجام می دهید به نوبه خود اهمیت دارد زیرا بر امور دیگر نیز مؤثر است.

 

چرا؟ (WHY)

؟

هنگامی كه بلایی به سرمان می آید، یا همه چیزمان را از دست می دهیم یا كسی كه عاشقمان بوده ما را ترك می كند، اغلب ما از خودمان می پرسیم:

«چرا؟»
«چرا من؟»

«چرا حالا؟»


سؤالاتی كه با «چرا» شروع می شوند، ممكن است ما را به یك چرخة بی حاصل بیندازند.

اغلب جوابی برای این "چرا" ها وجود ندارد و یا اگر هم جوابی وجود داشته باشد،اهمیتی ندارد.

افراد موفق سؤالاتی از خود می پرسند كه با «چه» شروع می شوند:

«چه چیزی از این پیشامد آموختم؟»

«چه كاری باید در برخورد با این پیشامد بكنم؟»

و هنگامی كه پیشامد واقعاً فاجعه آمیز است، از خود می پرسند: «چه كاری طی 24ساعت آینده می توانم بكنم تا اوضاع كمی بهتر شود؟»

در یک کلام

افراد خوشبخت هیچوقت نگران نیستند كه آیا زندگی بر «وفق مراد» هست یا نه.

اینها از آنچه كه دارند بیشترین استفاده را می كنند و آنچه كه از دستشان بر می آید انجام می دهند. و اگر زندگی بر وفق مراد نبود، خیلی مهم نیست كه «چرا؟»


طبقه بندی: طنز،

تاریخ : سه شنبه 1390/05/25 | ساعت 15 و 15 دقیقه و 09 ثانیه | نویسنده : Immortal seven | نظرات

گفتگوی دو دختر پای تلفن: سلام عشقم، قربونت برم. چطوری عسل؟ فدات شم... می بینمت خوشگم... بوس بوس بوس

تلفن دخترها

گفتگوی دو پسر پای تلفن: بنال... بوزینه مگه نگفتی ساعت چهار میای؟ د گمشو راه بیفت دیگه کره خر

تلفن پسر

بعد از قطع کردن تلفن :

دخترها: واه واه واه !!! دختره ایکپیریه بی فرهنگ چه خودشم میگیره اه اه اه انگار از دماغ فیل افتاده حالمو بهم زد

 

پسرها: بابا عجب بچه باحالیه این ممد خیلی حال میکنم باهاش خیلی با مرامه




طبقه بندی: طنز،

تاریخ : سه شنبه 1390/05/25 | ساعت 15 و 13 دقیقه و 38 ثانیه | نویسنده : Immortal seven | نظرات
دختر و پسر



در کودکی:

پسرها هر وقت شیطنت میکردند یک سیلی محکم صورتشان را نوازش میکرد
دخترها هر وقت شیطنت میکردند یک ضربه فانتزی کوچولو روی دستشان میخورد.
خودتان قضاوت کنید : کدام ضربه درد بیشتری دارد؟ …

روزهای جمعه که مدرسه ها تعطیل بود :

پسرها برای خرید نان مجبور به بیگاری در صف نان بودند.
دخترها کنار عروسک هایشان لالا میکردند.

هنگامی که کارنامه ها را به دست والدین محترم میدادند :

پسرها شدیداً بخاطر نمرات پایین سرکوفت می خوردند و البته گاهی هم ممنوع شدن از مشاهده کارتون.
دخترها هیچی نمیشدند . چون قرار بود در آینده ازدواج کنند و نان آور خانه هم نخواهند بود.

هنگامی که پدر خانواده شب به منزل می آمد :

پسرها فرار میکردند و یه گوشه ای میخزیدند تا چغولی های مادر ، کار دستشان ندهد.
دخترها به بغل پدر میپریدند و چپ و راست قربون صدقه میشنویدند.

روز اول مهر ماه که مدرسه ها باز میشد :
پسرهای عزیز کله هایشان را با نمره ۴ میزدند و مزین به لغت نامانوس کچل میشدند.
دخترها فقط به پسرها میگفتند : چطوری کچل ؟

 در ۱۸ سالگی :
پسرها تمام اضطراب و دلهره شان این است که دانشگاه قبول شوند و سربازی نروند و ۲ سال از زندگیشان هدر نرود.
دخترها ورودشان به پادگان طبق قانون ممنوع است .


در دانشگاه :
پسرها همان روز اول عاشق میشوند و گند میزنند به امتحان ترم اولشان و مشروط میشوند.
دخترها فقط در بوفه مینشینند و به پسرهایی که زیر چشمی به آنها نگاه میکنند افاده میفروشند


 در هنگام نمره گرفتن :
پسرها خودشان را میکشتند تا ۹٫۵ آنها ۱۰ شود و باز هم استاد قبول نکرده و در آخر می افتند.
دخترها فقط پیش استاد میروند و یک لبخند میزنند و نمره ۴٫۵ آنها به ۱۷ تبدیل میشود.


در کافی شاپ :
پسرها حساب میکنند.
دخترها میگویند : مرسی!


 در مخ زدن : پسرها باید دلقک بازی در بیاورند تا طرف تازه بفهمد که وجود دارند ، دو ساعت منت بکشند تا طرف تلفن را بگیرد ، هفته ها برنامه ریزی کنند تا طرف قرار بگذارد ، ساعت ها باید خالی ببندند تا طرف خوشش بیاید و هنگام بهم خوردن رابطه ماه ها و در مواردی دیده شده است که سالها در هوای دلگرفته پاییز پیپ بکشند و قهوه بنوشند و هی آه بکشند .
دخترها فقط کافی است که یه لبخند بزنند و چشم ها را نازک کرده ، لبها را غنچه و سری به سمت موافق تکان دهند و هرگاه رابطه بهم خورد فقط میگویند فدای سرم.


هنگام خواستگاری :
پسرها باید خانه ، ماشین ، شغل مناسب ، مدرک دهن پر کن ، قد رشید ، هیکل خوش فرم ، خوشتیپ و هزارتا کوفت و زهر مار داشته باشند و پشت سر هم از موفقیت ها و اخلاق خوب و …. برای عروس خانم بگن و احتمالا انگشتری برای نشون کردن در دست سرکار علیه عروس خانم بکنند.
دخترها فقط کافی است بنشینند و لام تا کام حرف نزنند


هنگام ازدواج :
پسرها باید شیربها ، مهریه ، خرید عروسی ، جواهرات گوناگون ، جشن و سالن و … را از سر قبر پدرشون تهیه کنند.
دخترها فقط باید جهیزیه بدهند که احتمالا به دلیل شروع خرید جهزیه از اوان کودکی همش بنجل شده و آقای داماد باید با تحمل هزارتا منت آنها را قبول کرده ، دور ریخته و یه سری جدید بخرد


هنگام زندگی عشقولانه دو نفره :
پسرها باید بگویند : چشم ، و البته اگر هم نگویند دو قطره اشک کنار چشمان مژگان خانم ها آنها را وادار به چشم گفتن میکند.
دخترها هم باید دستور بدهند و دیگر هیچ.


کار کردن :
پسرها مثل سگ پا سوخته باید از صبح خروس خوان تا آخر شب کار کنند و همش تو فکر غرولند مدیر و قسط عقب افتاده بانک و قبض برق و آب باشند و در آخر نعششان را با بدبختی به خانه برسانند.
دختر ها فقط کافی است که کلید ماشین لباس شویی ، کلید ماشین ظرفشویی و کلید مایکرو فر را فشار دهند و در حالیکه ناخن هایشان را مانی کور میکنند با مادرشان در مورد رنگ موی دختر خاله جاری عمه خانم فرخ زمان خانم بحث و تحلیل علمی داشته باشند.



طبقه بندی: طنز،

تاریخ : سه شنبه 1390/05/25 | ساعت 15 و 06 دقیقه و 59 ثانیه | نویسنده : Immortal seven | نظرات

%ifunny صندوق صدقات روی پشت بوم + عکس




طبقه بندی: تصاویر، طنز،

تاریخ : سه شنبه 1390/05/25 | ساعت 14 و 12 دقیقه و 33 ثانیه | نویسنده : Immortal seven | نظرات

تعداد کل صفحات : 4 :: 1 2 3 4

  • تعبیر خواب
  • رفتن
  • کارت شارژ همراه اول
  • ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

    شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic